X
تبلیغات
نماز
نماز
نماز

نماز از ديدگاه علم

نتیجه جالب تحقیقات یک دانشمند امریکایی در مورد نمازرامشاندرن در تحقیقی که در مورد وضعیت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعه‏ای از پژوهشگران آمریکایی انجام داد، به فعالیت بیشتر مغز انسان و آرامش روحی هنگام نماز آگاه شد.
در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از 50 ثانیه از آغاز نماز آشکار می‏شود.

در این تحقیق آمده است: میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترک در حین نماز بین20 الی 30 درصد کاهش می‏یابد و همچنین پوست بدن مقاومت بیشتری پیدا می‏کند.

همچنین در عکس‏هایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالت‏های عادی افزایش پیدا می‏کند و نورون‏های عصبی به صورت نورانی در اشعه‏های دریافتی از مغز به نمایش در می‏آید.

روزنامه واشنگتن‏پست در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز انسان را روشن می‏کند. روزنامه ساینس نیز در شماره گذشته خود با تقدیر از اینگونه تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد.


رابطه نماز صبح و سرطانبراساس تعدادی از پژوهش‌های علمی انجام شده در مرکز پژوهش‌های ملی قاهره، خواندن نماز صبح در زمان مقرر خود، موجب فعال شدن کار سلول‌های بدن و جلوگیری از ابتلاء به ورم‌های سرطانی می‌شود.
دکتر سعید شلبی از اساتید این مرکز گفت: پژوهش‌ها موید این مطلب است که خواندن نماز صبح در زمان خود، به جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی و هم‌چنین تنظیم کار هرمون‌های بدن و گردش خون کمک می‌کند.
وی افزود: بر اساس این پژوهش در زمان ادای نماز صبح، تمامی اعضای بدن در اوج فعالیت‌هایشان قرار دارند. به گونه‌ای که ترشح هرمون‌ها به ویژه آدرنالین که ترشح آن در ساعت 5 صبح شروع می‌شود، افزایش می‌یابد و به فعال شدن تمامی اعضای بدن و جلوگیری از ورم‌های سرطانی کمک می‌کند.
هم‌چنین هوای پاک صبحگاهی دارای مقادیر زیادی اکسیژن است که موجب فعالیت قلب، کاهش انقباضات رگ‌های خونی، تنظیم کار هرمون‌ها و بهبود فعالیت حافظه می‌شود.


ارتباط نماز و ميدان مغناطيسياگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود . . .

پزشک وبلاگ نویس با اشاره به تحقیقات دانشمندان غربی نماز را بهترین وسیله رفع بارهای الکتریکی زاید بدن عنوان می کند.
خبرگزاری شبستان: هارولد بور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده بر روی سمندر به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.
بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است که او اين ميدان را "حياتي" ناميد چون هرگاه حيات از بين برود ميدان حياتي هم از بين مي رود.
دکتر رحمت سخنی پزشک بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه است که در یک وبلاگ تخصصی مباحث طبی را از دیدگاه مذهب و آموزه های اسلامی بررسی می کند.
این بلاگر به نشانی http://sahand27213.parsiblog.com که در بیشتر مطالبش بر آثار مثبت اعمال احکام اسلامی در زندگی دنیوی و اخروی تاکید می کند آزمایش دانشمند آمریکایی را دلیل روشنی بر فلسفه نماز و وضو می داند.
بر اساس نتایج این آزمایش معلوم شده است اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود.
به نوشته این پزشک وبلاگ نویس بعضی از نقاظ بدن که از لحاظ بارهای الکتریکی رشته های اعصاب فعال تر هستند می توانند برای بدن خطرناک ظاهر شوند که اعمال وضو با آب بارهای زاید این نواحی را رفع می کند.
«تاثير نماز بر اختلال شخصيت نارسيتيك»حضرت علي (ع) : نماز، داروي تكبر است.
نارسيس ( نرگس ) نام پسر جوان افسانه اي است، كه در دوران كهن، تصوير خود را در آب زلالي ديد و يك دل نه صد دل، عاشق خود شد !؟! و اين داستان عجيب، وجه تسميه اي براي معرفي نوعي اختلال شخصيت موسوم به اختلال شخصيت خود شيفتهnarcissistic personality disorder))گرديد افراد مبتلا به اين اختلال، با احساس عميق اهميت شخصي، احساسات خود بزرگي بيني و به نوعي، اعتقاد به بي نظير بودن خودشان مشخص هستند ! اين اختلال عميق شخصيت كه در اوايل بزرگسالي به ظهور مي رسد، روي افكار، اعمال و رفتار شخص به شدت تاثير مي گذارد بدين نحو كه آنان خود را آدم هاي خاصي مي پندارند و انتظار دارند كه به طور خاصي، با آنان مدارا شود، اينان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنانچه كسي از آنان انتقادي بكند، دچار خشم مي گردند يا ممكن است چنان به رفتار خود اطمينان داشته باشند كه شخص انتقاد كننده را جز ابلهي به شمار نياورند و نسبت به انتقاد او، كاملا بي تفاوت باشند.
خودشيفته ها، چنانچه مختصر استعداد، يا اندك موفقيتي در زمينه اي داشته باشند در آن مورد به شدت مبالغه مي كنند و انتظار دارند، بدون هيچ دليلي با آنها، به صورت فردي بي نظير . مخصوص و استثنايي رفتار شود!
اين بيماران براي رسيدن به اهداف خود، به راحتي از ديگران سوء استفاده مي كنند و در اشتغال ذهني دائم، با مفاهيمي چون: موفقيت، قدرت، استعداد درخشندگي، زيبائي و ايده آليسم به سر مي برند و پيوسته در پي شكار اظهارات محبت آميز و تعريف و تمجيد ديگران مي باشند.
نمونه مبتلايان به اين اختلال را، در جامعه ما نيز بسيار مي توان يافت، مثلا كساني كه تصور مي كنند ضرورتي ندارد آنها هم در صفي كه ديگران منتظر ايستاده اند، انتظار بكشند!
اين تافته هاي جدا بافته، كه “ من ” خود بر همه چيز و بر همه كس ترجيح مي دهند، با عناويني چون: از خود متشكر، خودخواه، مغرور، از خود راضي و... در جامعه ايراني شناخته مي شوند و بوسيله اينن صفت بد خود، ناراحتي هاي متعددي را براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كند .
به اعتقاد بسياري از روانپزشكان درمان اختلال شخصيت خود شيفته بي نهايت مشكل است، چون براي پيشرفت درمان خود اين افراد بايد دست از خودشيفتگي بردارند كه اين كار راحتي نيست و در واقع هنوز ساخت داروي شيميايي كه بر عدم تعادل ناقل هاي عصبي مربوط به خودخواهي انسان غلبه كند هم، ممكن نشده است. اما پزشكان معنوي بشر، از قرنها پيش، راه حل هاي بي نظير و درخشاني، براي مقابله با خودخواهي و تكبر او، پيشنهاد كرده اند كه بنابرفرمايش حضرت علي (ع) در صدر اين راه حلها " نماز ” جاي دارد.
در سرتاسر اذكار نمازهاي يوميه، ضماير متكلم مع الغير (جمع ) به جاي ضماير متكلم وحده ( مفرد ) بكار رفته است. بدين معني كه پيوسته “ ما بودن ” و نه "من بودن ” در آموزش هاي نماز، تكرار و تلقين مي گردد و اين موضوع در رفع بسياري از اختلالات پيچيده شخصيت، از جمله اختلال شخصيت اسكيزوئيد(منزوي )، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، اختلال شخصيت اسكيزوتايپي( اسرار آميز)، اختلال شخصيت خودشيفته و ... نقش مهم و اساسي دارد. چرا كه در همه اين اختلالات كه ما به شرح مختصر برخي پرداخته اين، اصالت يافتن و تفوق “ من ” نسبت به “ ما ” زير بناي اختلال به حساب مي آيد. در حاليكه در جريان “ نماز ” اين “ ما ” ست كه اهميت مي يابد و “ من ” بودن انسان ( به عنوان مثال خودخواهي و تكبر او ) به فراموشي سپرده مي شود.
اما جالب اينجاست كه اشاره كنيم كه در اذكار نماز تنها يك جاست كه سخن از “ من ” به ميان مي آيد و آن زماني است كه بنده ناتوان در نهايت ذلت در مقابل پروردگار خود، كرنش مي كند ( ركوع ) پس آن گاه خود را در مقابل آفريننده خويش به خاك مي اندازد و به سجده مي رود و نغمه سر مي دهد: سبحان ربي الاعلي و بحمده و “ سجده ” در روايات بالاترينمرتبه قرب نمازگزار، به پروردگار معرفي شده است . و شايد سخن گفتن از “ من ” در لحظاتي سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاك و فلسفه آن كه سجود نزديكترين لحظه بنده به خدا معرفي شده است . اين نكته باشد كه “ من ” را بايد از ميان برداشت و به خاك سپرد تا به “ او ” نزديك شد. به قول ملامحسن فيض كاشاني
با من بودي ، منت نمي دانستم
يا من بودي ، منت نمي دانستم
چون “ من ” شدم از ميان ، تو را دانستم
تا من بودي ، منت نمي دانستم
------------------------------------------------------------------
منبع:

مطالب علمي اين مقاله از جلد سوم ترجمه فارسي كاپلان ـ سادوك ، صفحات 286ـ 284 اقتباس شده است.

پرتوي از اسرار نماز ـ اثر حاج شيخ محسن قرائتي ـ صفحه 174[/size][/size]

رحیمی | 0:8 - یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391


نماز از ديدگاه انديشمندان(2)
نماز از ديدگاه انديشمندان(2)
نويسنده: حسن منتظري

8- حضرت آيت ا... بهاءالدينى(ره) :

نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد و حرفهايى را كه در نماز مى زند دروغ نباشد، اين نماز معراج است وقتى انسان مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » بنده هيچ موجودى غير از خدا نيستم ، استعانت به غير از خداى تعالى ندارم و در تمام حوايج ، علوم ، اقتصاد، سلامت و شفا، پناهگاه من خداى تعالى است . اگر انسان موجودى باشد كه غير خدا را عبادت نكند و به ما سوى الله استعانت نجويد، نماز معراج اوست . معارف اخلاق ، عبادات ، صوم و صلاه و حج ، براى اين است كه انسان به اين مرحله برسد... اين عروج و معراج اوست . ولى خدا بايد توفيق دهد، تا كسى بتواند خود را به اين مرحله برساند.
.. نماز معراج است ولى مؤ منى كه راستگو باشد وقتى مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » دروغگو نباشد. اگر روزى صد مرتبه انسان اين دروغها را بگويد به جاى اين كه صعود پيدا كند، سقوط مى كند. عروج نتيجه صداقت انسان است . اگر صادقانه گفت : « إِيّاكَ نَعْبُدُ » آن وقت منبع علم و حكمت و قدرت مى شود و تمام بركات الهى بر اين موجود نازل مى شود ولى ورود به اين مرتبه خيلى مشكل است و بدون توفيقات و تاءييدات الهى نمى توان آتشهاى دنيا را تحمّل كرد.[1]

9- آيت ا... شهيد دكتر بهشتى(ره) :

اين ايستادن و خم شدن ، اين نشستن و به خاك افتادن ، و با هر يك كلماتى گفتن چه معنا دارد؟ در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى انديشد، سراپا شيفته آن مى شود، دل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنى مى گرايد، با آهنگ فطرت در برابر آن همه كمال و عظمت سر تعظيم فرود مى آورد، ركوع و سر به زمين مى سايد، سجود و زبان به ستايش مى گشايد، حمد و تسبيح .
و در آن لحظه كه انسان خود را به كمك يك نيروى برتر از ماده نيازمند مى يابد، دل به سوى آفريدگار دانا و توانا و مهربان جهان مى آورد، راز و نياز خود را با او در ميان مى نهد و او را به كمك مى خواند، دعا اين است نماز ما و نيايش روزانه ما، به سوى خدا، خداى يكتا، خداى پر مهر. نيايشى كه هر فرازش ، بيانگر اصلى از اصول جهان بينى اسلام ، و هر حركتش ، نمايشگر پيوند عميق انسان اسلام با خداست . نيايشى كه انسان را به سوى خدا، به سوى راه او، و به سوى رهبران او مى كشاند. او را به همه شايسته كاران روى زمين ، در طول تاريخ ، در گذشته و آينده و حال ، پيوند مى دهد. و صف او را از صف ستمگران و تبهكاران و گمراهان جدا مى سازد تا در راه راست خدا استوار بماند و به بيراهه نيفتد. اينك تو اى انسان جستجو گر عصر ما برخيز، برخيز تا با شور و نشاط، به نيايشى چنين زنده و سازنده بپردازيم ، و خود را از هر چه جز حق و حقيقت است پيراسته سازيم .[2]

10- دكتر على شريعتى :

نماز شدن انسان ، تلاش براى شدن و زنده ماندن ، نيايش خواستن است . خواستن انسانى است كه از آنچه دارد خوشنود نيست . و در آنچه كه هست رنج مى برد. اساسى ترين درسى كه در نماز مى انديشيم توحيد در هستى است و طرد همه (شركها) و (تفرقه ها) و نفى همه قدرتهاى دروغين ، غير از خدا. اولين عبارتى كه بر زبان مى آوريم در شروع ، اذان (الله اكبر) يعنى خدا بزرگتر است اين بدين معنى است كه خدا از همه قدرتها و ايده آلها بزرگتر است و بايد به بزرگتر بودن خدا از همه توجه داشت . اين ضربه محكمى است بر كسانى كه ايده آلهائى را در مسير غير خدا شعار زندگى خويش قرار مى دهند و در آن خود را گم مى كنند. انقلابى راستين كه با خدا و خلق ميثاقى مقدّس بسته است از تزلزل در برابر خداوندان زر و زور و نيروهايشان منع مى كند. و ياد آور مى شود كه هان فراموش نكن كه خدا بزرگتر است و اگر در راه خدا قدم گذارى و براه خويش ايمان داشته باشى قدرت (فرعون ، قارون ، بلعم ) را در هم مى شكند و مى تواند تو را يارى كند. وقتى (لااله الاالله ) مى گوئيم بار ديگر همه خدايان دروغين را نفى مى كنيم . اله ، خداى غير الله ، خداى غير حقيقى ، پول مقام قدرت موقعيت اجتماعى و ... همه و همه كه در قالب هوسهاى پوچ گذاشته شوند و در راه خدا و اسلام نباشند اِله مى باشند.
اين انقلابى ترين شعار اسلام است كه در دل مجاهدين اين همه شور و شوق آفريده است و هم مى آفريند كه مايه رستگاريشان است .[3]

11- دكتر حداد عادل :

آيت ا... استاد مصباح يزدى براى بنده تعريف كردند كه در سفر به فرانسه دوستان ايرانى ما در فرانسه صحبت از پرفسورى كردند كه مسلمان شده بود و خانم او هم مسلمان بود. مسلمانى بسيار خوب و عامل به دستورات و احكام اسلام ، و عارف به حقايق اسلام . ملاقاتى داشتيم با اين خانم و آقاى پروفسور، پرسيدم : چطور شد كه مسلمان شديد؟ به شوخى گفتند: سؤ الهاى خصوصى مى كنيد؛ و بعداً توضيح دادند كه من سالها پيش در الجزاير مقيم بودم . فرانسويها در الجزاير زياد بودند. يك روز در جاده عبور مى كرديم و در كنار جاده مزرعه اى بود، ديدم كسى رو به سمتى ايستاده و حركاتى انجام مى دهد. من از مشاهده اين حركات كنجكاو شدم و از ديگران پرسيدم كه اين حركات چيست ؟ گفتند كه نماز مى خواند. گفتم ماشين را نگهداريد. كنجكاو شدم و رفتم سراغ اين دهقان كه مشغول نماز بود. نشستم تا اين كه نمازش تمام شد. پرسيدم كه چكار مى كنى و چه مى گويى ؟ و چه مى خواهى و چرا اين كار را مى كنى ؟ توضيح داد كه در اسلام دستور است كه پنج وعده نماز بخوانيد... وقتى من متوجه شدم كه در اسلام ارتباط با خالق به اين اندازه آسان است ، و به اين اندازه عميق و لطيف است ، تكان خوردم و اين سرآغازى شد براى تحقيق بيشتر پيرامون اسلام و اين علت اصلى مسلمان شدن من بود.[4]

12- علامه محمد اقبال لاهورى :

انتخاب جهت واحدى در اسلام براى نماز، براى آن است كه وحدت احساسى ميان جماعت نمازگزاران حاصل شود، و شكل كلى نماز و عبادت چنان است كه احساس مقام يا برترى نژادى را در ميان عبادت كنندگان بر مى اندازد، و روح تساوى اجتماعى را به جاى آن مى نشاند و تقويت مى كند. تصور كنيد كه اگر چنان شود كه در زمان ما همه فرق مسلمين ، روزانه براى نماز شانه به شانه در كنار يكديگر در يك صف بايستند، چه انقلاب روحى عظيمى حاصل خواهد شد! از يگانگى من جهان شمولى كه همه من ها را آفريده و نگاهدارى مى كند، وحدت اساسى نوع بشر نتيجه مى شود. تقسيم نوع بشر به نژادها و ملتها و قبيله ها، بنا به گفته قرآن ، تنها براى شناختن و شناخته شدن است . صورت اجتماعى نماز در اسلام ، گذشته از جنبه ادراكى و معرفتى آن ، براى اين است كه وحدت اساسى نوع بشر، با ويران شدن سدّ و بندهايى كه ميان انسانى و انسان ديگر موجود است ، به صورت حقيقتى از زندگى پديدار شود و پايدار بماند.[5]

13- دانشمند شهير اروپائى آقاى هيل :[6]

از روزى كه اسلام ظاهر شد، نماز يگانه شعار اسلامى به صورت يك ضرورت درآمد. ارتباط اين نماز با مسيحيت و يهوديت هر چه باشد نيروى خاص و اهميّتى فوق العاده در بين مسلمانان پيدا كرد. و بعدها به صورت نماز جماعت به اقتدا امامى كه اغلب خود محمّدصلّى اللّه عليه و آله بود اقامه مى شد. هر كسى به هنگام نماز جماعت ، اجتماع مسلمانان را مشاهده كند كه براى نماز صف بسته اند و با نظام خاصّى در كمال وقار و با طرز حيرت انگيزى ركوع و سجود مى كنند، به شگفتى در مى آيد، و آثار تربيتى آن را در روان مسلمين از همان روزهاى نخستين درك خواهد نمود.
كافى است كه ما نقش نماز را مورد بررسى قرار دهيم كه چه تاءثير مهمّى در بيدار كردن روح نظم و حفظ نظام داشته است . آنگاه به خوبى در مى يابيم كه در حقيقت نماز براى مسلمانان مانند يك آموزش نظامى بوده است و همين نظم مسلمانان در نماز، روح وحدت و يگانگى را در ميان مسلمانان زنده كرده ، برادرى ، مساوات و برابرى و دستاوردهاى اجتماعى اسلام را عملاً ايجاد مى نموده است [7].

14- الكسيس كارل ، نويسنده مشهور كتاب انسان موجود ناشناخته :

دعا و نماز قوى ترين نيروى است كه انسان مى تواند توليد كند، - نيروئى است كه چون قوه جاذبه در زمين وجود حقيقى و خارجى دارد.
در حرفه پزشكى خود من ، مردانى را ديده ام كه پس از آن كه تمام معالجات ديگر در حال آنان ، مؤ ثر واقع نشده بود به نيروى نماز و دعا از بيمارى ، رهائى يافتند. دعا و نماز چون راديوم يك منبع نيروئى مشعشعى است كه خود به خود توليد مى شود. از راه دعا و نماز انسان مى كوشد نيروى محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدود تمام نيروها افزايش ‍ دهد. وقتى كه ما دعا و نماز مى خوانيم ، خود را به قوه محركه پايان ناپذيرى كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل و مربوط مى كنيم . نماز و دعا مى خوانيم كه قسمتى از آن نيرو به حوائج ما اختصاص داده شود. به صرف همين استدعا، نواقص ها تكميل مى شود. و با قدرتى بيشتر و حالتى بهتر از جاى بر مى خيزيم . هر وقت ما با شور و حرارت خداوند را در دعا و نماز مخاطب مى سازيم ، هم روح و هم جسم خود را به وجهى احسن تغيير مى دهيم . غير ممكن است مرد يا زنى تنها براى يك لحظه به دعا و نماز بپردازد و نتيجه مثبت و مفيدى از آن نگيرد.[8]

15- الكسيس كارل :

احساس عرفانى جنبشى است كه از اعماق دل انسانى برخواسته شده است يك غريزه اصلى است . انسان همان طورى كه به آب نياز دارد به خدا هم نياز دارد.و بهترين چيزى كه فطرت را تقويت مى كند نماز است كه سنبل عبادت است .
اگر صميمانه به دعا و نماز بپردازيد خواهيد ديد كه زندگى شما به صورت عميق و مشهودى تغيير خواهد كرد. بايد بگوييم كه دعا فعاليتى است كه براى تكامل صحيح شخصيت و تماميّت عاليترين ملكات انسانى ضرورت دارد. تنها در دعا و نماز اجتماع كامل و هماهنگ بدن و فكر و روح حاصل مى شود كه به آدمى ، كه همچون نى شكننده اى ، است نيرومندى و استقامت بيرون از حد تصوّر مى بخشد. دعا و نماز عملى است كه آدمى را در حضور خدا قرار مى دهد.
مردى دهاتى در آخرين صف نماز در يك معبد تنها نشسته بود.
كسى از او پرسيد: منتظر چه هستيد؟ او در جواب گفت : به او نگاه مى كنم و او به من نگاه مى كند.
آدمى دعا مى كند كه نه تنها خدا به ياد او باشد، بلكه خود نيز به ياد خدا باشد. دعا و نماز كوششى است در آدمى براى رسيدن به خدا و صحبت كردن با موجودى ناديدنى كه آفريننده همه چيز و حكمت اعلى ، و هر وقت با شور و حرارت خود را در دعا و نماز مخاطب مى سازيم . هم روح و هم جسم خود را به وجهى احسن تغيير مى دهيم . انسان هميشه از دعا و نماز نتيجه مفيدى مى گيرد. دعا كردن همچون خوردن و آشاميدن ضرورى است . در اجتماعى كه نيايش و دعا و نماز وجود نداشته باشد، از فساد و زوال مصون نخواهد بود. نيايش علاوه بر اين كه آرامش به وجود مى آورد، بطور كامل و صميمى در فعاليتهاى مغزى انسان يك نوع شگفتى و انبساط باطنى و گاه قهرمانى و دلاورى را تحريك مى كند.9

16- پروفسور توماس هايس لوپ :

مهمترين مطلبى كه من در طول چندين سال تجربه و آزمايش به دست آورده ام اين است كه بهترين وسيله براى درمان بى خوابى نماز است . با اين قيد كه من پزشكم اين سخن را مى گويم كه نماز بهترين وسيله اى است كه تاكنون براى توسعه اطمينان و تسكين اعصاب و آسايش و نشاط شناخته شده كه زمينه بى خوابى را برطرف مى گرداند. و به عبارت دقيقتر، مهمترين وسيله ايجاد آرامش در روان و اعصاب انسان نماز است .10

رحیمی | 0:3 - جمعه بیست و نهم دی 1391


 
نماز از دیدگاه قرآن

پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی ، صفحه 18

نماز در تمام ادیان الهی به عنوان برترین آیین عبادی و رکن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است . درخواست حضرت ابراهیم (ع) چنین بوده است که: «رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی . . . ; (1) پروردگارا، من و ذریه ام را برپا دارنده نماز قرار ده » . به حضرت موسی (ع) در کوه طور خطاب شد: «اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری; (2) همانا

من الله هستم، معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار» .

حضرت عیسی (ع) می گوید: «. . . و اوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت حیا; (3) . . . و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده ام کرده است » .

و در چند جای قرآن سخن از میثاق بنی اسرائیل است که بخشی از مواد آن اقامه نماز است . (4)

در آیین مقدس اسلام نیز «نماز» جایگاه ویژه ای دارد و در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است .

در این کتاب الهی وظایفی برای مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است . این وظایف عبارتند از:

1 - برپایی نماز .

در آیات زیادی برپایی نماز در کنار «ایتاء زکوة » ; پرداختن زکات آمده است .

تکیه بر این دو رکن، در حقیقت برای بیان این واقعیت است که مسلمان شایسته، هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمی داشته باشد و هم در رابطه با مردم بی تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالی خود را انجام داده، به فکر محرومان جامعه باشد . عالی ترین شکل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشکلات مادی آنهاست که با ادای وظایف مالی، از سوی مسلمانان این مهم برآورده می شود . (5) در قرآن کریم «اقامه نماز» و «ایتاء زکوة » به عنوان محک ایمان، تقوی، اخلاص و . . . شمرده شده (6) و این دو در حقیقت اولین گام وفاداری به دین معرفی شده اند . قرآن کریم درباره برخورد با مشرکین می فرماید: «فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکوة فخلوا سبیلهم; (7) هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید . . . .»

در آیه دیگری آمده است «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین; (8) پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشته و زکات را بپردازند پس برادران دینی شما هستند . . .» .

معنای اقامه نماز چیست؟

به نظر می رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، که از قیام - در مقابل قعود است - اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین گیر شدن و بی اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است:

الف - گزاردن درست نماز با حدود و شرایط آن;

ب - به جای آوردن نماز به نحو کامل و احسن;

ج - تداوم در برپایی نماز;

د - تلاش برای مطرح کردن و گسترش نماز در جامعه .

راغب در مفردات گوید:

«و لم یامر تعالی بالصلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الا بلفظ الاقامة تنبیها ان المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها . . . ; (9) در تمام مواردی که خداوند به نماز امر یا مدح به آن کرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود که مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیات نماز (بدون روح)» .

در قرآن کریم، اقامه نماز با ویژگی های ذیل مطلوب است:

الف - برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی های منافقان شمرده شده است: «و اذا قاموا الی الصلوة قاموا کسالی . . . ; (10) و هنگامی که به نماز می ایستند از روی کسالت می ایستند . . .» .

«. . . و لا یاتون الصلوة الا و هم کسالی . . . ; (11) و نماز به جا نمی آورند جز با کسالت .»

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست . در روایتی از حضرت امام سجاد (ع) می خوانیم:

«ان المنافق ینهی و لاینتهی و یامر بما لایاتی و اذا قام الی الصلوة اعترض; همانا منافق (از کار زشت) نهی می کند، ولی خود از آن کار دست نمی کشد و فرمان می دهد (به خوبی) ولی خود انجام نمی دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می کند» . راوی می گوید: پرسیدم: «ما الاعتراض; اعتراض چیست » ؟ حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض; رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستد و به همان حال به سجده رود .» (12)

ب - اهتمام به نماز و وقت فضیلت آن

قرآن کریم می فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون; (13) پس وای بر نمازگزارانی که از آن غافلند .»

«ساهون » آنانند که از اصل نماز غافلند، توجهی به آن ندارند، گاه آن را نمی خوانند، گاه در آخر وقت می خوانند . قرآن کریم می گوید این مساله در ضعف اعتقاد دینی او ریشه دارد . گفتنی است که «سهو» و «اشتباه » در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، می فرمود: «فی صلوتهم » در نمازشان نه «عن صلوتهم » از نمازشان . یونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود: «لاکل احد یصیبه هذا ولکن ان یغفلها و یدع ان یصلی فی اول وقتها; (14) نه هر کس مبتلا به وسوسه می شود بلکه مقصود آن است که از اصل نماز غفلت کند و در اول وقت نخواند .» امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «تاخیر الصلوة عن اول وقتها لغیر عذر; (15) مقصود از سهو بدون عذر نماز را از اول وقت تاخیر انداختن است » .

در روایتی از حضرت امام علی (ع) می خوانیم:

«لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلوة فلایشغلنکم عن اوقاتها شی ء من امور الدنیا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها; (16) هیچ کاری نزد خداوند محبوت تر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یک از امور دنیا شما را مشغول از نماز سازد که خداوند گروهی را که از نماز سهو می کنند نکوهش کرده است و مقصود این است که اینها غفلت از نماز داشته، حریم وقت نماز را نگه نمی دارند» .

علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نکته توجه داشته باشد که در مقابل حضرت حق ایستاده با او سخن می گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانی ببرد تا شیطان جرات زمینه سازی برای خروج از این میهمانی را فراهم نسازد .

«یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون . . . ; (17) ای کسانی که ایمان آورده اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید . . .» .

ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد که مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لکن از تعلیل «حتی تعلموا ما تقولون » می توان این معنا را برداشت کرد: نماز مطلوب آن است که انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند که چه می گوید و با که سخن می گوید . مؤید این برداشت روایت امام باقر (ع) است که فرمود: در حالتی که کسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی کرده است . (18)

ج - نماز با خشوع

از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است .

«قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون; (19) به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند» .

خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می شود و آثارش در بدن ظاهر می گردد .

فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلک و هو ماخوذ من خشعت الارض اذا سکنت و اطمانت; (20) خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سکون و اطمئنان است، آن چنان که برای سکون زمین واژه خشوع به کار رفته و می گویند: «خشعت الارض » . خشوع در نماز; یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان که برگزیدگان خداوند پیامبر و آل - علیهم السلام - چنین بودند . اولین فرودگاه این خشوع روح است که بر جسم نیز اثر می گذارد; یعنی آن کس که در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می خوانیم که پیامبر (ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی می کند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه; (21) اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می شد» .

د - دوام در نماز

از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است .

در سوره معارج پس از آن که خداوند برخی صفات ناشایست انسان ها را مورد تذکر قرار می دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر می کند که از جمله آن: «الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون; (22) مگر نمازگزارانی که بر نماز خود تداوم دارند» . ظاهر آیه دوام است; یعنی هم به وقت نماز می خوانند و هم همیشه نماز می خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است که اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز می دارد . و اصولا برنامه های تربیتی جز با تداوم کارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می خوانیم: «ان احب الاعمال الی الله مادام و ان قل; (23) محبوب ترین اعمال نزد خداوند کاری است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد» .

ه - گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق) . پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بعد اجتماعی مورد بررسی قرار می دهیم .

قرآن کریم می فرماید از ویژگی های یاران خداوند آن است که: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور; (24) آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند» .

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است; اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می کنند .

با مصادیق پنج گانه فوق می توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت . بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز; یعنی «اقامه نماز» را با کلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می برم:

«به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود; یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم الصلوة لذکری » یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا; اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، رب بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی ترین تاثیرها در نفس او گذاشته می شود و روح انسان آن چنان ساخته می شود که مذهب اسلام می خواهد و بدون چنین برنامه ای امکان پذیر نیست » . (25)

2 - پاسداشت حریم نماز

دیگر وظیفه مؤمنان در قبال نماز پاسداشت حریم نماز است; نیکوداشت نماز جایگاه ویژه ای در زندگی برای آن قائل بودن، به جای آوردن آن با آداب واجب و مستحب از مصادیق آن است . نگهداری

حریم نماز نقطه مقابل استخفاف است; یعنی سبک شمردن نماز و شان و منزلتی برای آن ندیدن! که امام صادق (ع) فرمود: «ان شفاعتنا لن تنال مستخفا بالصلوة » . (26) که ترجمه آن این دو بیت است:

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث

تا شیعه او به لوح دل بنگارد

فرمود که بر شفاعت ما نرسد

هر کس که نماز را سبک بشمارد

قرآن کریم از این «حریم نگهداری » ، تعبیر به حفظ کرده است:

«حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی . . . ; (27) در انجام همه نمازها و نماز وسطی کوشا و مراقب باشید» . در این آیه بر مراقبت همه نمازها، به ویژه نماز وسطی تاکید شده است . این که «صلوة وسطی » کدام است؟ اقوال گوناگونی بین مفسران هست، (28) نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، نماز صبح، نماز جمعه، نماز شب، نماز وتر و . . . اینها برخی از اقوالی است که در مصداق «صلوة وسطی » گفته شده است، ولی با توجه به شان نزول آیه بعید نیست که مقصود از آن نماز ظهر باشد . در شان نزول آیه آمده است: جمعی از منافقان به بهانه گرمی هوا در نماز جماعت ظهر شرکت نمی کردند و این سبب شده بود که از جمعیت نماز جماعت پیامبر (ص) کاسته شود تا جایی که گاه پشت سر پیامبر یک صف یا دو صف بیشتر نبود . آیه شریفه تذکر به مؤمنان است که حریم نماز را نگهدارید و با ترک جماعت حریم این عبادت بزرگ را نشکنید . (29)

در سه آیه از قرآن نیز «محافظت بر نماز» از ویژگی های مؤمنان شمرده شده است:

«والذین هم علی صلواتهم یحافظون; (30) مؤمنان کسانی اند که بر نمازهای خویش مراقب اند» .

راغب در معنای حفظ گوید: «ثم یستعمل فی کل تفقد و تعهد و رعایة . . .» . (31)

این واژه در مورد تفقد، پیمان داری و مراقبت به کار می رود .

3 - کمک گرفتن از نماز

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی توان زندگی کرد . آنان که مادی می اندیشند، فقط به پشتوانه های مادی فکر می کنند، ولی آنان که الهی فکر می کنند پیوسته با پشتوانه های معنوی خود را از بن بست می رهانند . از این دست پشتوانه ها نماز است . نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «الا بذکر الله تطمئن القلوب » . (32)

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; (33) از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است » .

بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر (ص) یا امام علی (ع) با مشکلی رو به رو می شدند به نماز روی می آوردند . (34) امام صادق (ع) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است . (35)

از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با

غمی از غم های دنیا رو به رو می شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «واستعینوا بالصبر والصلوة » . (36)

و بی تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه ها سست است و غیر قابل اعتماد:

«مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون; (37) کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت اند که خانه ای برای خود انتخاب کرده و سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است; اگر می دانستند!»

«هر حیوان و حشره ای برای خود خانه و لانه ای دارد اما هیچ یک از این خانه ها به سستی خانه عنکبوت نیست . اصولا خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری . اینها همه از یک سو .

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی دوام است که در برابر هیچ حادثه ای مقاومت نمی کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را درهم می ریزد . اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می کند . کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می شود و از سقف خانه آویزان می گردد . معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند» . (38)

آری فقط او پناه گاه است و بس!

4 - امر به نماز

دیگر وظیفه در قبال نماز «امر» به آن است . امر به معروف از فرایض بزرگ مکتب ماست و برترین معروف ها نماز است . معروفی که اگر در جامعه آن گونه که دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیاری از منکرات خشکانده می شود از ویژگی های مردان خدا آن است که «امر» به نماز دارند . قرآن کریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد (که این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (39) ) می فرماید:

«. . . و کان یامر اهله بالصلوة والزکوة . . . ; (40) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زکات می کرد . . .» .

و در مورد دیگر خطاب به پیامبر (ص) می خوانیم:

«و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها . . . ; (41) و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شکیبا باش . . .» .

در این دو آیه بر «امر» اهل به نماز تاکید ویژه است، چرا که اصلاح بنیان خانواده زیربنای سایر اصلاحات است . اگر خانواده ها، الهی شدند جامعه الهی خواهد شد . بر این اساس است که در دو آیه فوق سخن از امر کردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهی برجسته برای نجات خانواده از آتش است همان که در آیه شش سوره تحریم آمده است:

«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة . . . ; ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید» .

از این آیه می توان رسالت سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوی فرزندان استفاده کرد .

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می خوانیم:

«الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته فالامیر علی الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع علی اهل بیته و هو مسؤول عنهم فالمرئة راعیة علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسؤولة عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته; (42) بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید . امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول می باشد . بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید» .

اینها برخی از وظایفی بود که ما در قبال نماز - این امانت بزرگ الهی - داریم امید که امانت داری شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش کوتاهی نکنیم .

 

رحیمی | 23:58 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391


مساجد بايد مدرس تفسير و منبر معارف اجتماعی و سياسی باشد


رهبر معظم انقلاب:

مساجد بايد مدرس تفسير و منبر معارف اجتماعی و سياسی باشد

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) پيام مقام معظم رهبری در نوزدهمين اجلاس سراسری نماز، صبح امروز، 20 مهرماه در بيرجند قرائت شد كه متن اين پيام به شرح زير است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
پديد آوردن هويتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدينه در شمار زيباترين و پرمغزترين ابتكارهای اسلام در آغاز تشكيل جامعه اسلامی است: خانه خدا و خانه مردم‌، خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، كانون ذكر و معراج معنوی و عرصه علم و جهاد و تدبير دنيوی، جايگاه عبادت و پايگاه سياست، دوگانه‌های به هم پيوسته‌ای است كه تصوير مسجد اسلامی و فاصله آن با عبادتگاه‌های زائج اديان ديگر را نمايان می‌سازد.
در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاك و خردمندانه و سالم، در هم می‌آميزد و فرد و جامعه را به تراز اسلامی آن نزديك می‌كند. مسجد، مظهر آميختگی دنيا و آخرت و پيوستگی هر دو جامعه در ديدگاه و انديشه مكتب اسلامی است. با اين نگاه، دل‌های ما برای مسجد می‌تپد و از شوق و احساس مسئوليت، لبريز می‌گردد.
امروز در ميان مساجد ما كم نيستند آنهايی كه می‌توانند نمايی از اين تصوير زيبا و شوق‌انگيز را به نمايش درآورند. حضور نسل جوان پاك‌نهاد ما و حضور روحانيون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهايی را به درستی كانون ذكر و عبادت و انديشه و معرفت ساخته و يادهای عزيز و گرانبها را در دل‌های ما برانگيخته است. ليكن تا اين وظيفه به تمام و كمال گذارده نشود هيچ يك از ما نبايد و نمی‌توانيم خطری كه از كمبود مسجد و ضعف و نارسايی، جامعه و جوانان و خانواده‌ها و نسل‌های آينده را تهديد می‌كند، غافل بمانيم و خود را از بركات عظيمی كه مسجد تراز اسلامی به كشور و نظام و مردم هديه می‌كند محروم سازيم.
نخستين مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شايسته در آن است. هم‌اكنون با وجود ده‌ها هزار مسجد در كشور، جای هزاران مسجد ديگر در روستاها، شهرها، شهرك‌ها و مجتمع‌های ساختمانی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نياز ضروری مومنان و جوانان و نوجوانان ما است. روحانی پرهيزگار، ‌خردمند،‌ كارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشك و پرستار در بيمارستان، روحيه و مايه حيات مسجد است. امامان جماعت بايد آماده‌سازی خويش برای طباطت معنوی را وظيفه حتمی خود بدانند و مراكز رسيدگی به امور مساجد و حوزه‌های علميه در همه جا آنان را ياری دهند.
مساجد بايد مدرس تفسير و حديث و منبر معارف اجتماعی و سياسی و كانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه محبت متوليان و مديران و امنای مساجد بايد دل‌های پاك جوانان را مجذوب و مشتاق كند. حضور جوانان و روحيه‌های بسيجی بايد محيط مسجد را زنده و پرنشاط و آينده‌پو و لبريز از اميد سازد. ميان مسجد و مراكز آموزشی در هر محل همكاری و پيوند تعريف شده و شايسته‌ای برقرار گردد. چه نيكوست دانش‌آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشويق شوند. مسجد بايد رابطه خود را با جوانانی كه ازدواج می‌كنند و به كسانی كه به موفقيت علمی، اجتماعی، هنری و ورزشی دست می‌يابند، با صاحب همتانی كه كمك به ديگران را وجهه همت می‌سازند، با غم ديدگانی كه غمگساری می‌جويند و حتی با نوزادانی كه متولد می‌شوند برقرار و مستحكم كند. مسجد بايد در هر منطقه و محل، مأمن و مايه خير و بركت باشد و به طريق اولی وسيله زحمت و آزار مجاوران نگردد.
پخش صداهای آزاردهنده به ويژه در شب و هنگام آسايش مردم، كاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدايی كه بايد از مسجد در فضا طنين بيفكند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.
عمران مساجد و پرداختن به آرايه‌های معنوی و ظاهری آن، وظيفه همگان است. و هر كسی به اندازه توان و همت بايد در آن سهيم گردد. مردم، شهرداری‌ها و دستگاه‌های دولتی هر يك در آن بايد سهمی ايفا كنند و روحانی دانا و مسئوليت‌پذير و پرهيزگار می‌تواند و می‌بايد محور اين منظومه تلاش مقدس باشد.
از خداوند متعال توفيق همگان را مسئلت می‌كنم و برای روحانی مجاهد و خدمتگذار، جناب حجت‌الاسلام والمسمين آقای قرائتی دوام عمر و نشاط و توفيق روزافزون از خداوند می‌طلبم.
والسلام و عليكم و رحمه‌الله
سيد علی خامنه‌ای

رحیمی | 23:47 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391


 

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم (16 بهمن 1360)




افتخار ما در مقابل همه‌ی مکاتب و نظام‌های بشری با آن «مانیفیست»های ساخته‌ی ذهنیت‌های حقیر و محدود وابسته، این است که کتاب انقلاب ما قرآن کریم مجیدی است که از وحی حکیم خبیر منشا گرفته و در اختیار عامی و عالم، بزرگ و کوچک بوده و قابل فهم و استفاده همگان است.

ما در طول مبارزات خود همواره خطوط اصلی حرکت خود را از قرآن دریافت کرده و آن را همچون شعارهای همیشگی انقلاب خود مطرح ساخته‌ایم.

تا وقتی عموم مردم با ظاهر قرآن آشنا نشوند تحقق بخشیدن به نظام قرآنی در متن جامعه آسان و ممکن نمی‌نماید و اینجاست که ارزش قاریان و حافظان قرآن و معلمان و مقریان آشکار می‌شود.

می‌دانیم که تلاوت و ترتیل و حفظ قرآن و صدر اسلام به عنوان وظایفی ارزشمند معمول بوده‌اند.

سنت تلاوت قرآن که توصیه‌ی رهبران اسلامی است، بزرگ‌ترین سهم را در گسترش فرهنگ قرآنی و آکنده شدن فضای اجتماعی به معارف این فرهنگ دارا می‌باشد قرآن را تلاوت کنند. آهنگ تلاوت قرآن را در فضا سر دهند و قرآن را نه یک بار، نه دو بار که در همه عمر بخوانند. نور قرآن را بدینوسیله در دل خود و در فضای جامعه بپراکنند.
رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم (12 فروردین 1362)


 

در مراتب وصول به دریای ژرف معنویت قرآن، تجوید و ترتیل پایه‌ای اصلی و پلکانی اولی می‌باشد قرآن را باید آموخت، خواند و عمل کرد و خواندن آن نیز باید موزون با طبیعت لطیف آن دلنشین و صحیح به گونه‌ای باشد که گویا از زبان روح الامین قرائت می‌شود. در این رابطه است که تلاش‌هایی که شما قراء و حفاظ محترم در فراگیری و یاددهی و حفظ و آموزش قرآن می‌کنید همچنین کوشش‌هایی که در جهت تشویق و تقدیر از مقام والای شما به عمل می‌آید همگی در پیشگاه خدای تعالی از جایگاهی بلند و اجری وافر برخوردارند و من اکنون با استفاده از این محفل قرآنی شریف که به ذکر و تلاوت قرآن و به حضور تالیان و قاریان و حفاظ و مقریان مفتخر است به همه ملت‌های اسلامی و به همه پیروان قرآن اعلام می‌کنم که کلید بهشت آزادی روی آوردن به قرآن و بازگرداندن آن به فضای زندگی است. از قرآن دستور بگیرید. وضع جامعه‌ی خود و تکلیفی را که در مواجهه با این وضع بر عهده‌ی شماست در قرآن بیابید، به آن عمل کنید تا قرآن نیز کلید آن بهشت دلنشین را به شما عطا کند.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(12 فروردین 1363)


ملت‌های مسلمان محتاج به این هستند که قرآن به میان آنها برگردد و این جز با عمل به قرآن امکان پذیر نیست.

ما باید بدانیم که سیاست‌های بزرگ جهانی به قرآن به چشم یک دشمن سرسخت نگاه می‌کنند و در صدد هستند نگذارند قرآن کارگردان صحنه‌ی زندگی انسان‌ها شود و مبارزه‌ی بزرگ همه‌ی مسلمانان جهان باید برای احیای دوباره‌ی قرآن و مطرح کردن قرآن در متن زندگی انسان‌ها باشد این حق مسلمان‌هاست که این را بخواهند و برای آن مبارزه کنند.

انقلاب ما بر محور قرآن بود و طبیعی بود که ما را 180 درجه به طرف قرآن برگرداند یکی از مظاهر بازگشت ما به قرآن، اقبال مردم ما به مسائل قرآنی از قبیل تلاوت، تفسیر، تجوید و چیزهایی از این قبیل بوده و درست و به جا هم هست.

حفظ قرآن مهم است، من از نوجوان‌ها خواهش می‌کنم که قدر سنین فراگیری و حفظ را که الان در آن هستند بدانند و قرآن را حفظ کنند بنده اگر از موجودی‌های معنوی چیزی داشته باشیم که ندارم چیز، اگر می‌داشتیم حاضر بودم بدهم و حفظ قرآن را در مقابل بگیرم. حفظ قرآن یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است. کسی که قرآن را در ذهن خود دارد همیشه با قرآن همراه است باید به خاطر این نعمت بزرگی که خدا به او داده، خدا را بسیار سپاسگزار باشد.

امروز زمینه آماده است برای نوجوانان و بچه‌های ما که قرآن را حفظ کنند. این جلسات را گرامی بدارید و این را یک پایگاه و سکوی پرشی قرار بدهید برای رسیدن به سرزمین‌های دیگر. و همانطور که گفتم این تنها یک قدم می‌باشد، قدم‌های فراوان دیگری باید در راه زنده کردن و احیای قرآن در جامعه‌ی اسلامی برداریم.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(12 فروردین 1365)

 

مایه‌ی افتخار است که روز به روز گرایش به قرآن و اهتمام به فراگیری و عمل به قرآن در جامعه‌ی ما به صورت همه جانبه‌ای بیشتر می‌شود. مسابقه‌ی بین‌المللی قرائت قرآن کریم کمکی است برای گرایش بیشتر به قرآن و این یک جنبه‌ی سمبلیک دارد که حاکی از این است که در نظام جمهوری اسلامی مسابقه نسبت به چه اموری انجام می‌شود.

در هر جامعه‌ای که قرآن به عنوان دستور زندگی و مقررات بین مردم قرار نگیرد در آنجا قرآن به معنای واقعی مهجور است. البته وجود قرائت قرآن در میان مردم یک کشور نعمت بزرگی است ولی این کافی نیست و استعمارگران برای تحقق این وضع سرمایه گذاری‌های بسیاری کرده‌اند. ما با جرأت می‌توانیم ادعا کنیم که در هیچ جای دنیا احکام قرآن مانند نظام حکومتی ما اعتبار و ضمانت اجرایی ندارد.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(12 فروردین 1368)



یکی از کارهای دشمن تهاجم فرهنگی و توطئه‌ی خباثت آمیز بر علیه وجود مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام است که نمونه‌ای از ان در کتاب موهن «آیات شیطانی» تجلی یافت، لذا اهتمام بیش از پیش به امر قرآن ضرورت دارد. پیروزی انقلاب اسلامی، قرآن را به ما بازگرداند و راه قرآن را به روی ما باز کرد و ما باید عقب ماندگی‌های خود را در فراگیری جامع این کتاب الهی جبران کنیم و علاوه بر متن قرآن با ترجمه‌ی آن نیز کاملا آشنا شویم.

توجه عمیق به ترجمه صحیح قرآن کریم هم یک ضرورت است و تعدد ترجمه‌های صحیح قرآن برا یجامعه مفید خواهد بود.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(8 اسفند 1368)

من باید از برداران عزیزی که این مراسم و تشکیلات و دعوت و مسابقات و تشویق عمومی را برای ملتمان فراهم کردند و نیز از برادران عزیزمان در حج و اوقاف که به این مساله اهتمام ورزیدند، صمیمانه تشکر کنم. این اهتمام، جای تقدیر و شکرگزاری دارد؛ اما حتی از این هم بیشتر و وسیع‌تر، باید نسبت به امر قرآن اهتمام ورزید؛ زیرا قرآن همه چیز ماست.

ما باید علاوه بر خواندن متن قرآن، ترجمه‌ی آن را هم یاد بگیریم. امروز، بحمدالله جوان‌های ما قرآن خوان هستند و خوب هم می‌خوانند. در سرتاسر کشور، ما قرای با ارزش و ممتازی داریم که وقتی در مسابقات جهانی شرکت می‌کنند، گوی سبقت را از بقیه‌ی کشورها می‌ربایند و بحمدالله از این گونه قراء کم هم نداریم.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(5 بهمن 1371)


 

قرآنی شدن به این است که ملت با قرآن آمیخته بشود، به قرآن عمل کند، معرفت قرآنی را به طور کامل به دست بیاورد. ما امروز در دنیای اسلام این را کم داریم. اسم اسلام همه‌جا هست، تفاخر به اسلام همه جا هست،ُ ادعای مسلمانی همه جا هست، آنچه ما به آن نیاز داریم، ان آمیخته شدن به معارف قرآن و به عمل قرآن است، که این مسلمانی واقعی است. ما می‌خواهیم که ملت ما قرآن را بتوانند درک کنند و از آن استفاده کنند. هدف از همه‌ی این تشریفات و این مسابقه‌ها و این وقت گذرانی‌ها و این تشویق‌ها و این زحمت‌هایی که آقایان می‌کشند، هدف این است که ملت ما با قرآن آشنا بشوند. ما دوریم از قرآن، ما دوریم از قرآن. اگر یک ملتی با معرفت قرآنی آشنا بشود، بسیاری از کارها برای او آسان خواهد شد. حرکت برای او آسان خواهد شد. شما ملاحظه کنید، همین مقداری که ملت ما درهای قرآن را به روی خود باز کرد، که این به برکت انقلاب شد، ببینید چه تحولی در ملت ما به وجود آمد. ببینید چه عظمت و چه عزتی ملت ما پیدا کرد، به همین مقدار اندک حرکتی که به سمت قرآن کردیم. قرآن این جور است اگر حرکت به سمت قرآن به شکل کاملی انجام بگیرد. آن وقت این ملت همان چیزی خواهد شد که قرآن کریم خبر داده است. تاریخ را مسلمان‌ها عوض کردند به برکت قرآن.

رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(22 دی 1372)


 

یکی از برکات قرآن کریم و این مسابقات همین است که بین ملت‌ها و کشورها تفاهمی در سطوح مردمی به وجود بیاید. امروز دست‌های خطرناکی تلاش می‌کنند برای جدا کردن کشورهای مسلمان از یکدیگرف این دست‌ها هرچه قوی باشند نمی‌توانند بر ملت‌ها مسلط بشوند، اما بر دولت‌ها چرا. متأسفانه دست‌های قدرت استکباری دشمنان خیلی زود بر دولت‌های بریده از ملت‌ها مسلط می‌شوند. و لذا این فرصت مغتنمی است برای کسانی که می‌خواهند اراده الهی را که فرموده است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» تحقق پیدا کند و از این راه اعصممام به حبل الله را به دست بیاورند.

شما از این مسابقات و از این گردآمدن بر محور قرآن که مورد احترام و تکریم آحاد مسلمین است برای تحکیم اعصتمام به حبل الله استفاده کنید.

توصیه‌ی ما به پدر و مادرها این است که به آموزش قرآن در خانه نسبت به بچه‌ها اهمیت بدهند، بنده از پدر و مادر نوجوان‌هایی که قرآن را حافظ‌اند، یا بعضی از قرآن را حفظ‌اند صمیمانه تشکر می‌کنم و خواهش می‌کنم پدر و مادرها قرآن را به فرزندان کوچکشان یاد بدهند و در این راه اهتمام بورزند، برای درس قرآن اهمیت ویژه قائل بشوید تا این نوجوان چه دختر و چه پسر به قرآن گرایش پیدا کند، بخصوص در سن کودکی بایدق ران را حفظ کند و قرآن در سینه‌ها باشدتا در دل‌ها نفوذ کند و در محیط جامعه تحقق پیدا کند، قرآن ضامن سعات ما و ضامن بقای جمهوری اسلامی است، قرآن همه چیز ماست، خوشا به حال ملت ما اگر قرآن و عترت را با هم داشته باشند. کوشش کنید قرآن و عترت را با هم داشته باشید. خدا کند ملت‌های دیگر هم گرایش پیدا کنند به قرآن و عترت که این هر دو از هم جداشدنی نیستند.

 

رحیمی | 23:45 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391


احكام نماز جماعت

مسأله 1399
مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا ، خصوصا برای همسایه مسجد وكسی كه صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است .
مسأله 1400
در روایتی وارد شده است كه اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند ، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ، ثواب نمازشان بیشتر می شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها كاغذ و دریاها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده شوند ، نمی توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند .
متن کامل در ادامه مطلب

+ ادامه مطلب...

رحیمی | 23:13 - پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391


  آداب نماز جماعت

- به نماز جماعت اهميت بدهيد ترك نماز جماعت ،اگر از روي بي احترامي باشد،جايز نيست.
2- با خاطر ايرادات جزيي امام جماعت، ماز جماعت را ترك نكنيد.
3- در هر حال نماز جماعت تشكيل دهيد: حتي با دوستان و اهل خانواده
4- هيچ گاه نماز جماعت را به بهانة درس و كار و... ترك نكنيد.
5- هيچ وقتبه اميد با گام اينكه در نماز فردي حال بهتر و حضور قلب بيشتري داريد ،نماز جماعت را ترك نكنيد.

 آثار فرهنگى، اجتماعى و تربيتى نماز جماعت

خبرگزاري فارس:واژه «صلاة» در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.

متن کامل در ادامه مطلب
 

+ ادامه مطلب...

رحیمی | 23:11 - پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391


در چه صورت باید از برادر ایمانی روی گرداند؟


راسخون : آن کسانى که می‌خواهید به عنوان برادران خود و افرادى که با آنها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که به این عنوان می‌خواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه کنید.........


به گزارش راسخون به نقل از افکارنیوز، مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه خود به بیان نکات اخلاقی برجسته‌ای می‌پردازند که ذکر گوشه‌ای از این نکات حکمت‌آموز برای رهروان انقلابی بسیار کارگشاست.

مقام معظم رهبری در این جلسه به شرح حدیثی از امام جعفر صادق (ع) پرداختند.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَیْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْر. (۱)

دو صفت برادر ایمانی چیست که اگر نبود از او روی گردانید

فى الکافى، عن الصّادق (علیه‌السّلام): «اختبروا اخوانکم بخصلتین». على‌الظاهر منظور از «اخوان» مطلق معاشرین نیست؛ یعنى آن کسانى که می‌خواهید به عنوان برادران خود و افرادى که با آنها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که به این عنوان می‌خواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه کنید: «فإن کانتا فیهم»؛ اگر این دو صفت در آنها بود، چه بهتر؛ «و إلّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب»؛ «عَزَبَ» یعنى فاصله گرفتن، از آنها رو پوشاندن ]مثل] «لایعزب عنه مثقال ذرّة» (۲) که در قرآن کریم هست. دورى کنید از آنها. از آنها رو بپوشانید و دورى کنید.

صفت اول: اهل نماز در وقت فضیلت باشد

این دو صفت چیست؟ «محافظة على الصّلوات فى مواقیتها»؛ یکى این [که محافظ نماز باشند]. در مواقیت، لابد مراد مواقیت فضیلت است؛ و الّا مطلق مواقیت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، خب اگر کسى این کار را نکند، فاسق است. می‌خواهند بفرمایند که اهل نماز در وقت خود باشد، یعنى وقت فضیلت.

مرحوم آقاى بهجت (رضوان اللَّه علیه) -[که] مکرر این را از ایشان ما شنیدیم، هم خودمان شنیدیم، هم بالواسطه دیگران هم نقل کردند- می‌گفتند استادشان -على‌الظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً- به ایشان گفتند که اگر کسى نماز اول وقت را مراقبت بکند، من ضامنم براى نجات او، یا براى مثلاً رسیدن او به درجات بالا؛ یک همچین تعبیرى. بنده یک وقت از ایشان پرسیدم که لابد نماز خوب دیگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابىِ با توجه، در اول وقت. اگر این را کسى مراعات بکند، این خودش یک عاملى است که انسان را عروج می‌دهد و به مراتب بالاى توحیدى می‌رساند. یکى این.

صفت دوم: نیکى به برادرانش؛ هم در عسر، هم در یسر

«و البرّ فى الاخوان فى العسر و الیسر». صفت دوم هم یک صفت اجتماعى است. اوّلى صفت فردى بود، بینه و بین اللَّه بود؛ این دومى بینه و بین النّاس است. کسى باشد که صفتش این باشد، که به برادرانش نیکى می‌کند؛ هم در عسر، هم در یسر.

حالا این عسر و یسر، چه عسر و یسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختى هم باشد، بالاخره کمک می‌کند؛ حالا تنگدستى دارد، مالى ندارد که کمک بکند، اما می‌تواند تسلا بدهد، با زبان کمک کند، با آبرو کمک کند؛ هم ممکن است مراد عسر و یسر خود این کمک‌کننده باشد، هم عسر و یسر آن کمک شونده باشد؛ چون بعضى‌ها هستند، حاضرند به انسان کمک کنند، وقتى که حال انسان خوب است؛ وقتى اقبال به سمت کسى هست، حاضرند به او کمک کنند؛ محبت می‌کنند، کمک می‌کنند؛ به مجرد اینکه اقبال از او رو برگرداند، اینها هم رو برمی‌گردانند. بله، وقتى که اقبال از او ادبار کرد، اینها هم ادبار می‌کنند. نه، اینجور نباشد؛ در همه حالاتِ برادرش به او کمک کند و نیکى کند.

رحیمی | 0:26 - سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391


آثار وبرکات نماز جماعت در پرتو قرآن و حديث (قسمت دوم)
آثار وبرکات نماز جماعت در پرتو قرآن و حديث (قسمت دوم)
نويسنده:رسول معتمدي

نماز جماعت= صف فرشتگان در آسمان

پيامبر اکرم (ص) فرمود: نماز جماعت امت من در زمين مانند صفهاي فرشتگان در آسمان است و يک رکعت نماز جماعت معادل 24 رکعت است که هر رکعت نزد خداوند عزيز و جليل از عبادت 40 ساله بهتر است و اما در روز قيامت که خداوند اولين و آخرين را براي حسابرسي گرد مي آورد هيچ مومني نيست که به جماعت رفته باشد مگر اينکه خداوند ، ترس روز قيامت را بر او تخفيف مي دهد و سپس به او دستور مي دهد(1) به بهشت برود .

جبران خطاها

رسول خدا (ص) فرمود : آيا شما را به چيزي راهنمايي نکنم که خداوند به واسطه آن خطاها را مي پوشاند و اعمال نيک رامي افزايد ؟
گفته شد : آري اي رسول خدا
فرمود: خوب و کامل وضو گرفتن با وجود سختي زياد به مسجد رفتن ، انتظار نماز تا نماز بعدي ، هر يک از شما از خانه اش با وضو خارج شود و همراه مسلمانان نماز را به جماعت بخواند سپس منتظر نماز بعدي بنشيند فرشتگان مي گويند : خدايا او را ببخش و او را رحمت فرما!
پس هنگامي که براي نماز بپا خاستيد صف ها را مرتب کنيد فاصله ها را پر کنيد و چون امام تکبيره الاحرام گفت شما هم بگوييد و هنگامي که به رکوع رفت شما هم به رکوع برويد و چون گفت : سمع الله لمن حمده ( خداوند مي شوند حمد کسي که او را مي ستايد ) شما بگوييد الهم ربنا لک الحمد (خدايا اي پروردگار ما ، حمد و ستايش مخصوص توست)
همانا بهترين صفها، صف جلو است و بدترين آنها عقب تر است (زيرا دير مي آيند و ثواب کمتري مي برند ) (2)

اتاقهاي بهشت

رسول خدا (ص) فرمود : در بهشت اتاقهايي وجود دارد که پشت آن پيدا است و از امت من در آن سکونت مي کند کسي که خوش گفتار باشد و به ديگران طعام بدهد و به همه سلام کند شب به نماز بپردازد در حالي که مردم خواب هستند .
علي (ع) عرض کرد : اي رسول خدا چه کسي از امت شما طاقت آن را دارند؟
فرمود : اي علي آيا مي داني خوش گفتاري چيست؟ کسي که تسبيحات اربعه را صبح و شب ده بار بگويد و به خانواده اش نفقه وخرجي بدهد و نماز در شب به اين است که نمازهاي مغرب وعشا و صبح را به جماعت بخواند آنگاه مانند اين است که تمام شب را احيا کرده است و سلام اين است که بر هيچ کسي از مسلمانان در سلام کردن بخل نورزد و به همه سلام کند (3)
آتش زدن خانه کساني که به نماز جماعت نمي آيند.
امام صادق عليه السلام فرمود : هر کس نمازهاي پنجگانه را به جماعت خواند اميد خير به او هست گواهي دادنش جايز است .
و فرمود : آگاه باشيد هر کس به منظور نماز جماعت به سوي مسجد برود در هر قدم 70 هزار حسنه دارد و همين مقدار درجه او زياد مي شود و اگر بر اين کار بميرد خداوند 70 هزار فرشته در قبر به ديدار او مي فرستد و مونس تنهايي او مي شود و براي او تا روز قيامت استغفار مي طلبند .
و فرمود : رسول خدا(ص) بر همسايگان مسجد ، حضور در مسجد را شرط نمود و فرمود کساني که در نماز جماعت حاضر نمي شوند از اين کار دست بردارند و گرنه دستور مي دهم موذن اذان بگويد و به مردي از اهل بيتم که علي است فرمان مي دهم خانه هاي آنان را آتش بزند براي اين کار به نماز جماعت نمي آيند .(4)

سخت ترين نمازها

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا(ص) نماز صبح را خواندند و پس از نماز رو به اصحاب کرد و پرسيد آيا فلان مردم در نماز حاضرند؟ گفتند : خير اي رسول خدا ، فرمود : آيا در مدينه نيستند؟ گفتند خير فرمود : هيچ نماز مانند نماز صبح و نماز عشا بر منافقان سخت تر نيست .(5)

محبوب ترين گام ها

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس در مسجد باشد و هنگام نماز بدون علت از آن خارج شود منافق است مگر اين که قصد بازگشت داشته باشد .
امام سجاد (ع) فرمود : هيچ گامي نزد خداوند محبوب تر از اين دو گام نيست . يکي گامي که با آن مومن يک صف در راه خدا تشکيل بدهد ( صف جماعت و جهاد و...)
و گام ديگر قدم برداشتن به سوي صله رحمي که قطع شده بود .(6)

جوانمردي و انصاف

اميرالمومنان علي (ع) فرمود :
هنگام حضور در وطن جوانمردي و انصاف عبارت است از قرائت قرآن و همنشيني با دانشمندان و يادگيري احکام و مواظبت بر نماز جماعت (7)

کفاره گناهان

امام باقر(ع) فرمود : سه چيز کفاره گناهان است . خوب وضو ساختن ودر سحرگاهان و شب و روز به نماز رفتن و مواظبت و دوام بر جماعت (8)

درجه

از سفارشات پيامبر اکرم (ص) به علي (ع) : اي علي سه چيز درجه است نيکو وضو ساختن در سحر گاهان و انتظار براي نماز بعد از نماز ديگر و شب و روز به جماعت رفتن .
رسول خدا (ص) فرمود: نماز جماعت 25 درجه از نماز فرادا برتر است .
امام صادق (ع) فرمود : نماز جماعت بر فرادا 24 درجه بالاتر است(در روايت اخير منظور درجات بهشت است .) (9)

نماز مهمترين کار

از نامه اميرمومنان علي عليه السلام به محمد بن ابي بکر (والي مصر از جانب آن حضرت) به نمازت بنگر که چگونه است؟ زيرا تو مقتداي قوم خود هستي که نماز را کامل به جاي آوري و از آن چيزي نکاهي .(10)

نماز جماعت نشان شايستگي

امام صادق (ع) فرمود :
جماعت و اجتماع در نماز براي شناخت کسي است که نماز مي خواند از آن کس که نماز (به جماعت) نمي خواند و شناختن کسي به بر اوقات نماز مواظبت نمي کند از کسي که نماز را ضايع مي گرداند و اگر نماز جماعت نبود کسي نمي توانست به شايستگي کسي گواهي بدهد . زيرا کسي که نماز به جماعت نخواند نمازي براي او نيست مگر اين که به دليلي به جماعت نرود .(11)

ترک نماز جماعت

امام محمد باقر(ع) فرمود : هر کس نماز جماعت و اجتماع مسلمانان را بي دليل ترک نمايد براي او نمازي نيست . (12)

علت نماز جماعت

امام رضا عليه السلام فرمود : اگر گفته شود چرا جماعت مقرر شده است؟ گفته مي شود براي اينکه اخلاص و توحيد و اسلام و عبادت خداوند ، ظاهر و مشکوف و هويداست . زيرا ظاهر کردن آن دليل و حجتي است بر اهل شرق و غرب و جماعت موجب تشويق بر نيکوکاري و تقوا و دوري از گناهان بسياري است .(13)

اجر نماز جماعت

امام صادق (ع) فرمود: نماز جماعت بر نماز فرادي 23 درجه دارد و يک نماز جماعت معادل 25 نماز فرادا است .(14)

نماز جماعت امان خداوند

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس نماز صبح و عشا را به جماعت بخواند در امان خداوند قرار دارد و هر کس به نماز ظلم نموده است و هر کس نماز را کوچک شمارد خدا را کوچک شمرده است .(15)

رشته ايمان

امام صادق (ع) فرمود : هر کس به اندازه يک وجب از جماعت مسلمانان دور شد رشته ايمان را از گردن خود بازنموده است .(16)

همسايه مسجد

امام محمد باقر (ع) فرمود : هر کس همسايه مسجد بود و صداي (اذان) را شنيد و پاسخ نداد و به جماعت نرفت نمازي برايش نيست . (17)

جزاي تارکين نماز جماعت

زريق گويد شنيدم امام صادق (ع) مي فرمايد : به اميرمومنان علي (ع) خبر رسيد که در کوفه گروهي از همسايگان مسجد در نماز جماعت شرکت نمي کنند فرمود : يا در نماز جماعت با ما شرکت کنند و يا از ما جدا شوند و همسايه ما نباشد و همسايه آنها نمي شويم .
باز زريق گويد شنيدم امام صادق (ع) مي فرمايد : نماز مرد (انسان) در منزلش معادل 24 نماز است در حالي که نماز جماعت در مسجد 48 برابر بيشتر است . يک رکعت نماز در مسجد الحرام مساوي هزار رکعت نماز در ساير مساجد است. نماز در مسجد فرادا 24 نماز محسوب مي شود در حالي که نماز فرادا در منزل بي فايده است (به نسبت نماز در مسجد) و به سوي خدا بالا نمي رود . کسي که از مسجد رويگردان باشد ودر خانه نماز جماعت بخواند نمازي براي او و مامومين او نيست مگر اين که علتي مانع نرفتن به مسجد باشد .
و باز زريق گويد از امام جعفر صادق (ع) شنيدم که مي فرمايد : به اميرمومنان علي (ع) خبر رسيد که گروهي به مسجد نمي آيند او خطبه خواند و فرمود : گروهي با ما در مسجد حضور نمي يابند پس با ما نخورند و نياشامند و ازدواج ننمايند و مالي از ما نگيرند مگر اين که در نماز جماعت شرکت کنند و نزديک است که دستور دهم خانه هايشان را بر سرشان آتش بزنند مگر اين که دست بردارند .
و فرمود (با تارکين نماز جماعت) مسلمانان نخورند و نياشامند و ازدواج نکنند تا موقعي که به جماعت مسلمان حضور يابند .

رحیمی | 0:25 - دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391


فواید
و
آثار نماز

« انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر»
 
مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای
 
 
نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.
از خداوند متعال برایتان آرزوی سعادت و کمال می نمایم و عاجزانه از درگاهش می خواهیم که ما را از نمازگزاران حقیقی قرار دهد.
 
من ا... التوفیق
 
 
 
 
 
 
برخی از فواید و آثار نماز:
*    نماز معنادهنده و جهت دهنده به زندگی آدمی است.
*    نماز راز و نیاز و صحبت کردن با معبود یگانه است.
* نماز پاسخ به حس پرستش آدمی و تشکر از خداوند است(پرستش کنید پروردگارتان که شما را آفرید).
* نماز آرامش دهنده به روح و روان آدمی است(الا بذکرالله تطمئن القلوب).
* نماز درمان کننده افسردگی ها،اضطرابها،نگرانی ها،نابهنجاریهای رفتاری و اخلاقی است.
* نماز جبران کننده ضعفها،ناتوانیها،نقصها و بی ارادگی های آدمی است.
* نماز درمان خودپرستی،خودستایی،خودبزرگ بینی،حسادت،تملق و دیگر امراض روحی و روانی است.
* نماز عامل رهایی انسان از بندهای شهوانی و دنیوی است(ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر).
*    نماز عامل غفلت زدایی انسان است.
*    نماز سدی در برابر گناهان و بزهکاریهای بشری است.
* نماز موجب پرواز روح به اوج آسمان معنویت است(یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک)
* نماز عامل تقرب و نزدیکی به خداوند است و مانند کودکی که تا دست در دست پدر دارد احساس قدرت می کند.نماز هم وسیله اتصال به خداوند و گرفتن قدرت از خداوند در برابر قدرتمندان و زورگویان است.
* نماز سبب پرورش فضایل،نیکی ها و ارزش ها در انسان و اجتماع است.
*    نماز عامل قبولی طاعات و عبادت های دیگر انسان است.
*    نماز موجب تقویت روح انضباط،نظافت و وقت شناسی است.
*    نماز سبب عاقبت به خیری و رستگاری انسان است.
* نماز به سبب انجام فرمان خداوند و برای یاد و رضای او است (اقم الصلوه لذکری)
* نماز غذای روح است و همانطور که بهترین غذا آن است که جذب بدن شود. بهترین عبادت هم نمازی است که جذب روح شود یعنی با نشاط و حضور قلب انجام گیرد و آثار آن در رفتار نمازگزار ظاهر شود.
*    نماز وسیله دریافت امدادها و الطاف الهی است.
* نماز افتخاری است که نصیب انسان شده تا در شبانه روز 5نوبت با خالق هستی سخن بگوید. وی را مخاطب خویش قرار دهد و کلام انسان را بشنود و بپذیرد.
* نماز بزرگترین عامل تربیت انسان است زیرا نمازگزار ناچار است که به خاطر صحت نماز و یا قبول شدن آن یکسری دستورهای دینی را مراعات کند که رعایت آنها خود زمینه ای قوی برای دوری از گناه و زشتی است.
برای خواندن نماز آدابی وجود دارد که اسلام بدین شرح بیان کرده است :
الف- شرایط صحت نماز شامل : پاک بودن بدن و لباس، روبه قبله بودن، درست خواندن کلمات، مباح بودن مکان و لباس نمازگزار، استقلال نمازگزار و مراعات حقوق دیگران توسط نمازگزار
ب- شرایط قبولی نماز شامل: توجه و حضور قلب ، پذیرفتن رهبری امامان معصوم و ادای واجبات مالی چون خمس و زکوه
ج- شرایط کمال نماز شامل : انجام نماز در اول وقت، خواندن نماز در مسجد و به جماعت با لباس تمیز و عطرزده و مسواک زده و رعایت نظم و انضباط و امثال آن
نماز وسیله احضار روح و بهترین راه کنترل نفس سرکش و فراری نزد خداوند است تا بدان وسیله انسان روزی چند مرتبه خویش را غفلت زدایی کند و از غرق شدن در منجلاب مادیات و نفسانیات خود را نجات دهد.
نماز وسیله ای برای ولایت بر هستی است.
پس از آن که انسان به وسیله نماز به نور و شناخت و آگاهی رسید و با نمازهای عارفانه و عاشقانه و آگاهانه، نفس را کنترل و روح را در جهت رضای خدا قرار داد و بر نفس خود ولایت و سلطه پیدا کرد . بر هستی نیز سلطه می یابد، دعاهای او مستجاب می شود و کارهای خدایی می کند . معجزات انبیا و انسانهای الهی همان تصرف در هستی و تسلط بر طبیعت است که با اذن الهی انجام می دهند. خداوند در این زمینه می فرماید : « انسان از طریق نماز و کارهای مستحب و نافله گام به گام به من نزدیک می شود تا آن که محبوب من شود و آن گاه که به این مقام رسید من چشم و گوش و زبان و دست او می شوم و تمام حرکات او خدایی و جهت دار می شود و به جایی می رسد که مانند حضرت ابراهیم (ع) بگوید: نماز و عبادتم و مرگ و حیاتم همه و همه برای پروردگار جهانیان است (سوره انعام /162) در این حال هرگاه دعا کند مستجاب می کنم و اگر سئوالی کند قبول می نمایم.
نماز عمود دین، پرچم اسلام و یادگار ادیان و انبیا و محور قبول همه اعمال است.
نماز برنامه هر صبح و شام است یعنی آغاز و انجام هر روز با یاد خدا و برای خداست.
نماز ایدئولوژی عملی مسلمان است که در آن عقاید و افکار و خواسته ها و الگوهای خود را بیان می کند. فروپاشی شخصیت افراد و اعضای جامعه است که اگر مصالح ساختمان سست باشد ساختمان فرو می ریزد.
اذن نماز، شیپور توحید است که سپاه متفرق اسلام را در یک صف و زیر یک پرچم فرا می خواند و آنان را پشت سر امامی عادل قرار می دهد.
اذکار نماز در پنج نوبت شبانه روز امر به معروف و نهی از منکر است (حی علی الصلوه حی الفلاح- حی علی خیرالعمل و ...)
نماز حرکاتی است برخاسته از آگاهی و شناخت. شناخت خداوندی که به فرمان او و بر او و انس با او قیام می کنیم و لذا قرآن ما را از نماز در حال مستی و کسالت نهی کرده است (نساء / 43 و 142) تا انسان آنچه رادر نماز می گوید با توجه و آگاهی باشد.
نماز خروج از خود و پرواز به سوی خداست.
نماز پرچم اسلام است و همانطور که پرچم مورد احترام است و اهانت به ان اهانت به یک ملت و کشور است.اهانت و بی توجهی به نماز نیز بی توجهی به کل دین است لذا نماز نشانه وعلامت مسلمانی است.
نمار در هر نوبت از شبانه روز تجدید عهد و پیمان با خدا و نو و تازه نگه داشتن حیات معنوی است.
نماز وسیله ای است برای تشکر از خداوند، رشدیافتگی، ذکریادخدا و از همه مهمتر وسیله قرب به خداوند است که این بالاترین مرحله نماز است.
نماز خلال مشکلات است : (سوره بقره / 45) هرگاه حاجت یا مشکلی داشتید با خواندن نمازهای مخصوص حل مشکل خود را ازخدا بخواهید.
نتیجه این که به طور کلی آثار و فواید نماز از سه ناحیه به ما می رسد:
1- فایده ای که از خود نماز به طور مستقیم عاید ما می شود. یعنی خداوند برای خواسته ها و مطلوب های برتر از ماده ما وسیله ای قرار داده است تا به واسطه آن به کمال مطلوب و خواسته های معنوی خود برسیم و یا به واسطه آن خویشتن سازی کنیم.
2- ثمره ای که غیرمستقیم از نماز عاید ما می شود. یعنی به واسطه اطاعت امر خدا نماز خوانده ایم . لذا خداوند در مقابل آن مشکلات ما را حل خواهد کرد.
3- ثمره ای که با نماز و تقوا پیشه کردن زمینه برای رشد فعالیت ها و موفقیت ها فراهم می شود به گونه ای که آرامش روان، اعتماد به نفس و اراده ای قوی حاصل میشود لذا ذهن آمادگی برای فعالیت و تلاش در خواندن ومطالعه و کسب علم پیدا می کند و نه تنها در تحصیل موفق می شود بلکه جسم هم انگیزه ای برای ارایه کار بهتر و مطلوب تر پیدا می کند و لذا از طریق تلاش بیشتر انسان، یک فرد موفق در همه امور دنیوی می شود.
حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: نماز و عبادتم و مرگ و حیاتم همه و همه برای پروردگار جهانیان است (سوره انعام /162) در این حال هرگاه دعا کند مستجاب می کنم و اگر سئوالی کند قبول می نمایم.
* نماز عمود دین، پرچم اسلام و یادگار ادیان و انبیا و محور قبول همه اعمال است.
* نماز برنامه هر صبح و شام است یعنی آغاز و انجام هر روز با یاد خدا و برای خداست.
* نماز ایدئولوژی عملی مسلمان است که در آن عقاید و افکار و خواسته ها و الگوهای خود را بیان می کند. فروپاشی شخصیت افراد و اعضای جامعه است که اگر مصالح ساختمانی سست باشد ساختمان فرو می ریزد.
* اذن نماز، شیپور توحید است که سپاه متفرق اسلام را در یک صف وزیر یک پرچم فرا می خواند و آنان را پشت سر امامی عادل قرار می دهد.
* اذکار نماز درپنج نوبت شبانه روز امر به معروف و نهی از منکر است (حی علی الصلوه- حی الفلاح حی علی خیرالعمل و ...)
* نماز حرکاتی است برخاسته از آگاهی و شناخت . شناخت خداوندی که به فرمان او و بر او و انس با او قیام می کنیم و لذا قرآن ما را از نماز در حال مستی و کسالت نهی کرده است (نساء /43 و 142) تا انسان انچه را در نماز میگوید با توجه و آگاهی باشد.
*    نماز خروج از خود و پرواز به سوی خداست.
* نماز پرچم اسلام است و همانطور که پرچم مورد احترام است و اهانت به آن اهانت به یک ملت و کشور است. اهانت و بی توجهی به نماز نیز بی توجهی به کل دین است لذا نماز نشانه و علامت مسلمانی است.
 
 
 
 
 
نماز
نیاز به
درگاه
بی نیاز

رحیمی | 19:44 - یکشنبه بیستم فروردین 1391



آثار و برکات نماز جماعت بر پرتو قرآن و احاديث (قسمت اول )


آثار و برکات نماز جماعت بر پرتو قرآن و احاديث (قسمت اول )

نويسنده: رسول معتمدي

چيکيده

« اقم الصلاة لذکري » (طه 14)
در اسلام «قرآن» و «پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله » و «نماز» هر سه «ذکر» ناميده شده است و نماز رهنمودي بر وصول و حرکت به سوي کمال و رشد و عروج است .
نماز در راس عبادات و ستون دين و وسيله عروج و تقرب مومن و کليد بهشت و چراغ قبر و بازدارنده از فحشا و منکر است .
اگر چه نماز براي سهولت به صورت فرادا جايز شمرده شده است ولي اصل بر جماعت آن است و گر چه همه ي زمين سجده گاه و پاک قرار داده شده است اما فضيلت نماز جماعت و در مسجد آنچنان عظيم شمرده شده است که اعجاب برانگيز است و قطعاً خير کثير در آن نهفته است .
نکته تاريخي جالب توجه در اين است که آن هنگام که پيامبر اکرم (ص) و اميرمومنان علي (ع) و حضرت خديجه (س) تنها مسلمان روي زمين بودند نماز را به جماعت مي خواندند عفيف کندي مي گويد :
من تاجر بودم سالي به مکه آمدم امر بس شگفتي را مشاهده نمودم، ديدم همه ي مردم به بتهاي چوبي وفلزي و سنگي در کعبه متوجه هستند در اين ميان فقط سه نفر به سوي شام (مسجد الاقصي) عبادت مي کنند عباس بن عبدالمطلب نزد من بود از او پرسيدم اينها چه کساني هستند و چه مي کنند؟ گفت : آن مرد که جلو ايستاده برادر زاده ام «محمد» است و پسري که سمت راست او ايستاده برادر زاده ديگرم «علي» است و زني که با آنها نماز مي گذارد «خديجه» همسر «محمد» است و زير آسمان خدا جز اين سه نفر کسي بر اين آيين نيست (ابن اثير اسد الغابه ج 3 ص 414 ، مصر ، بي تا)
نماز جماعت به عنوان مظهر تشکل و نظم در اسلام مي باشد ، در مسجد يا هرکجا حتي در ميدان کارزار و همه ، غني و فقير، توانگر و ناتوان ، پير و برنا، مرد و زن ، همه در کنار هم به جماعت ايستاده اند و امام در جلو و در پايين ترين سطح قرار دارد. و حتي در جاهايي مانند دشت شيب دار اگر امام بيش از چهار انگشت بسته بالاتر از مامومين قرار گيرد نماز اشکال دارد (به نقش عملي آن در جامعه توجه شود) و همه هماهنگ و تا قبل از اين که امام کاري را انجام دهد ديگران نبايد پيشروي کنند و حتي اگر درجايي سهواً کاري را انجام داند بايد برگردند و با امام هماهنگ شوند و اگر عقب افتادند خود را برسانند .
آياتي از قرآن کريم و روايات فراواني درباره آثار و برکات نماز جماعت وجود دارد که در اين مقاله به آن پرداخته شده است .

مقدمه

« ان الله يدافع عن الذين آمنوا ... الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلاة ...» (حج 38 و 41)
همانا خداوند از مومنان دفاع مي کند ... کساني که چون در زمين به آنها قدرت داديم نماز را بر پا نمودند .
«نماز» کلمه اي پهلوي به معني پرسش ، بندگي ، طاعت ، نياز و سجود است .
در زبان عرب «صلاة» اسم در محل مصدر است که در دو باب (فعل يفعل) و (فعل يفعل) در ثلاثي مجرد به کار رفته است و در باب هاي افعال (اصلاء) تفعيل (تصليه) افتعال (اصطلاء) و تفعل (تصلي) به کار رفته است و معاني آن عبارت است از :
1. توجه و انعطاف ، علامه طباطبايي در تفسير الميزان ذيل آيه 43 سوره احزاب اين معني را جامع ترين معنا مي داند .
2. دعا
3. تعظيم و تبريک
4. تقدس و تحميد و تسبيح
5. صلاء و نار و آتش ، حرارت و گرما، برافروختن آتش ، بريان وبرشته نمودن ، گرم و سرخ و داغ کردن سوزاندان داخل آتش نمودن و چشيدن آتش .
6. استغفار و طلب آمرزش
صلاه از جانب خدا رحمت و برکت از جانب ملائک استغفار و تسبيح و از سوي مردم، دعا و تضرع است .
وقتي در نماز تکبيره الاحرام گفته مي شود انسان رابه اين انديشه وا مي دارد که همه ي آفرينش با تمام شکوه و عظمتش در مقابل خالق هستي بخش کرنش مي کند و خداوند بزرگتر از آن است که در وصف آيد يعني همان مبداء و بي نهايت عظمتي که انسان با بر پا داشتن نماز با او هماهنگ مي شود و کلمه اي که مي تواند بيانگر اين شکوه باشد همان «الله اکبر» است لذا نماز گزار سير تکاملي و ملکوتي خود را مي يابد و با خود مي گويد اگر همه ي مشکلات و يا شياطين جن و انس بر من بشورند من با عصاي اعجاز آميز نماز خود را با عظمت و قدرت بي حد الهي پيوند مي زنم و از او که مافوق قدرتهاست مدد مي جويم و با ردائي پاک و قلبي مملو از عشق به خالق ، اهريمنان دروني وبيروني را کنار مي زنم و در درياي الوهيت ذات اقدس الهي پيوند مي زنم .
راغب اصفهاني در مفردات طي روايتي مي نويسد : « المصلين کثير و المقيمين لها قليل » نماز خوان ها بسيارند ولي برپا دارندگان آن اندکند . در قرآن کريم واژه صلاه و مشتقات آن 129 بار به کار رفته است و مومنان را اقامه کنندگان نماز مي شمارند و درباره افراد سست ايمان مي فرمايد : « فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون » (ماعون 5) بدون شک يکي از راه هاي اقامه و برپا داشتن نماز ، جماعت برگزار نمودن اين فريضه الهي است .
اساساً در بسياري از اديان عبادت به صورت دسته جمعي برگزار مي شود و در اسلام نيز بايد تا حد امکان ، نماز به جماعت برگزار گردد. در اين نوشتار به بررسي آثار و برکات نماز جماعت در پرتو قرآن و احاديث پرداخته مي شود و به اميد آن که با عمل به اين سنت الهي ، از نمازگزاران حقيقي محسوب گرديم .
ان شاء الله .

الف) قرآن

نماز به جماعت ودر مسجد

«و اقيموا الصلاة و آتوالزکاة و ارکعوا الراکعين » (بقره : 43)
نماز را بر پا داريد و زکات را بپردازيد و همراه رکوع کنندگان رکوع کنيد .
«واقيموا وجوهکم عند کل مسجد» (اعراف 29)
درهر مسجدي روي خود را به سوي خدا کنيد .
در دو آيه فوق لزوم پاي بندي به حضور در مسجد و برگزاري نماز جماعت تصريح شده است و در احاديث متعدد که متذکر آن خواهيم شد تقيد به نماز جماعت مورد سفارش موکد است .

دستور به نماز جماعت حتي براي زنان

« يامريم اقنتي و اسجدي و ارکعي مع الراکعين » (آل عمران 43)
اي مريم براي پروردگار اطاعت کن و سجده به جاي آور و با رکوع کنندگان رکوع کن!
طبق آنچه در روايات صحيح ذيل اين آيه آمده است نور مقدس پنج تن آل عبا يعني پيامبر عظيم الشأن(ص) و اميرمؤمنان(ع) و فاطمه زهرا(س) و امام حسن و امام حسين(ع) را به مريم(ع) نشان دادند و از وي خواسته شد که به داخل قدس برود و با آنان نماز بگذارد و از و چنين کرد . بسياري از علما و فقهاي شيعه با توجه به اين آيه فتوا بر استجاب جماعت حتي براي زنان داده اند زيرا بسياري از کارهاي دشوار را اسلام از دوش زنان برداشته است مانند جهاد، ولي در خصوص نماز جماعت با رعايت شرايط ، حضور استحباب دارد .

ب) احاديث

ثواب حضور در مسجد وجماعت

رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد فرمود :
هر کس به سوي مسجدي از مساجد خداوند گام بردارد به هر قدمي که بر مي دارد تا به مسجد برود و به منزل باز گردد ده حسنه دارد و ده گناه از او محو مي گردد و به هرقدم درجه مقام او بالا مي رود و هر کس که بر جماعت مداومت نمايد از پل صراط مانند برق مي گذرد و در گروه سابقون (اولين کساني که به پيامبر (ص) گرويدند) خواهد بود و وصورتش نوراني تر از ماه شب چهارده شود و هر شب و روزي که بر نماز جماعت مداومت کند اجر شهيد دارد و کسي که پيوسته در صف اول بنشيند ( وزودتر به جماعت حاضر شود) به اندازه موذن ثواب مي برد و خداوند عزيز و بلند مرتبه، در بهشت مانند موذن به وي اجر مي دهد (1)

اولين نماز جماعت

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود :
اولين نماز جماعتي که برگزار شد اين بود که رسول خدا (ص) نماز مي خواند و اميرمومنان علي بن ابي طالب عليه السلام در کنار او اقتدا نموده بود ، ابوطالب در حالي که جعفر همراه او بود از آنجا مي گذشت سپس به جعفر گفت : اي پسرم در سمت ديگر پسر عمويت رسول خدا نماز بگذار و اقتدا کن چون رسول خدا احساس کرد مامومين دو نفر شدند کمي جلو رفت (اين خبر دلالت بر اين دارد که اگر ماموم بيش از يک نفر شد مستحب است امام جلوتر بايستد - مجلسي ره) ابوطالب با شادماني از آنها جدا شد و اين اولين نماز جماعتي بود که در آن روز برگزار شد .(2)

نماز جماعت برآورنده حاجت

رسول خدا(ص) فرمود : چون بنده اي نماز را به جماعت به جاي آورد و از خدا حاجتي بطلبد خداوند شرم مينمايد که برآورده ننمايد .(3)

فضيلت نماز جماعت

امام رضا عليه السلام فرمود : فضيلت نماز جماعت نسبت به نماز فرادي در هر رکعت دو هزار برابر است.
پشت سر گناهکار نماز مگذار و فقط به اهل ولايت اقتدا کن (4)

رهايي از آتش نفاق

پيامبر اکرم (ص) فرمود : نماز جماعت بر نماز فرادا 27 درجه برتري دارد .
و هرکس 40 روز در نماز جماعت شرکت نمود و از ابتداي تکبيرة الاحرام آن را درک کرد از دو چيز نجات مي يابد : نجات از آتش جهنم و نجات از نفاق و دورويي .(5)

نماز کامل

پيامبر اکرم (ص) فرمود : کسي که بي دليل در مسجد با مسلمانان نماز به جا نمي آورد او را نماز (کامل) نباشد.
و فرمود نماز به جماعت سنت است اگر چه بر نوک نيزه باشد (کنايه از اين که هر چند در سخت ترين شرايط باشد)
و فرمود: اگر درباره کسي که در نماز جماعت شرکت نمي کند پرسش شد بگو : او را نمي شناسم (علامه مجلسي ذيل اين روايت به نقل از امام صادق (ع) مي نويسد : چنين کسي به عدالت شناخته نمي شود و غيبتش جايز مي گردد و از وي بايد کناره گرفت) (6)

نمازجماعت با امام دانشمند

امام صادق (ع) فرمود : نماز جماعت پشت سر دانشمند به اندازه هزار رکعت ثواب دارد و پشت سر قريشي صد رکعت (قريش جد دوازدهم پيامبر يعني نضر بن کنانه بود و هاشم جد دوم پيامبر که سيد الفريش لقب گرفت و سادات از نسل او هستند) و پشت سر عرب پنجاه رکعت و پشت سر غير عرب 25 رکعت ثواب دارد .( احتمالاً علت فضل عرب بر غيرعرب در اين روايت و روايات مشابه ، آشنايي بيشترآنان با اسلام در آن زمان و تلفظ صحيح تر کلمات نماز بوده است ولي در آغاز روايت فضل عالم و دانشمند که هزار رکعت است از همه بيشتر است .(7)

ثواب جماعت هر يک از نمازهاي يوميه

از پيامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود : هر کس نماز صبح را به جماعت به جا آورد سپس تا طلوع خورشيد به ذکر خداوند بي نياز و بلند مرتبه پردازد در بهشت هفتاد درجه خواهد داشت و ما بين هر درجه اي به اندازه اي است که اسب دونده عالي و خوش تربيت هفتاد سال بتازد و کسي که نماز ظهر را به جماعت بخواند در بهشت جاويد ، پنجاه درجه خواهد داشت و فاصله بين درجات او به اندازه تاختن پنجاه ساله اسب عالي خواهد بود و هرکس نماز عصر را به جماعت بخواند ثواب آزاد کردن هشت نفر از فرزندان اسماعيل را خواهد داشت که هريک از آنها صاحب خانه اي باشند . و کسي که نماز مغرب را به جماعت بخواند گويا يک حج و يک عمره مقبول به جا آورده است و هرکس نماز عشا را به جماعت بخواهد مانند اين است که شب قدر را شب زنده داري نموده است .(8)

رحیمی | 0:22 - سه شنبه پانزدهم فروردین 1391


نماز جماعت و اهميت، آثار، امام جماعت

آئين اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنايت‏به‏بركات آثار وحدت و تجمع و يكپارچگى،در بسيارى از برنامه‏هايش‏بر اين بعد،تكيه و تاكيد كرده است.

برگزارى نمازهاى روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهى،يكى از اين برنامه‏هاست.

در اينجا به اهميت‏«نماز جماعت‏»و آثار گوناگون آن اشاره‏مى‏كنيم:

اهميت نماز جماعت

غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له‏» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.

در حديث،تحقير نماز جماعت،به منزله تحقير خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما يحقر الله‏» (2) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بيمه مى‏كند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همين كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،يا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش كسى‏را دارد كه در اين مدت،به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بيشتر باشد،پاداش آن بيشتراست.اين كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله‏» (6) حديث جالبى در بيان فضيلت نماز جماعت است كه قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عمليه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حديث چنين است:

اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت‏به 10 نفر رسيدند،پاداش‏72800 نماز دارد.

ولى،همين كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمى‏داند. (7) در حديث ديگر است:هر كه نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (8) در زمان پيامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مى‏شدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چيز سنگين‏تر است. (9) قرآن نيز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بيان‏كرده است. (10 چرا كه سحر خيزى و حضور در جماعت مسلمين،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ايمان و عشق نمازگزاراست.

حضور در نماز جماعت،خاص يك منطقه نيست.انسان در هر جا كه باشد،خوب است‏به فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشويق‏ديگران باشد.

رسول خدا(ص)در باره اهميت جماعت،فرمود:

«صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعين‏سنة.قيل:يا رسول الله!صلاة يوم؟فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (11) يك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است.پرسيدند:آيا يك روز نماز؟فرمود:بلكه يك نماز.

و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (12) اولين نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركت‏حضرت على(ع)و جعفر طيار(برادر حضرت على(ع))بود.همين كه‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را ديد كه به پيامبر اقتدا كرده،به فرزندديگرش جعفر گفت:تو نيز به پيامبر اكرم اقتدا كن و اين جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبليغ مى‏داد. (13)

آثار نماز جماعت

بر پايى فريضه‏هاى دينى به صورت دسته جمعتى،غير از پاداش‏هاى فراوانى كه ياد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نيز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخى اشاره مى‏شود:

1- آثار معنوى

بزرگترين اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداش‏هاى الهى است كه گفته شد.روايت است كه شبى،على عليه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏كرد.

رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح نديد،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نيامدن به‏مسجد سخن گفت.پيامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت، بيش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (14) رسول خدا(ص)فرموده است:

لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى ليلتى‏حتى اصبح (15) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.

بخاطر همين فضيلت و پاداش‏هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربيشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها كاغذ،و درياها مركب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنويسند،پاداش يك ركعت آنرا نمى‏توانند بنويسند. (16) . و نماز جماعت‏با تاخير،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (17)

2- آثار اجتماعى

نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزديكى دلها و تقويت كننده‏روح اخوت است.

نوعى حضور و غياب بى تشريفات،و بهترين راه شناسائى افراداست.

نماز جماعت،بهترين،بيشترين،پاكترين و كم خرج‏ترين‏اجتماعات دنياست و نوعى ديد و بازديد مجانى و آگاهى از مشكلات ونيازهاى يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعى بين آحاد مسلمين است.

3- آثار سياسى

نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.

تفرقه‏ها را مى‏زدايد،بيم در دل دشمنان مى‏افكند،منافقان را مايوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.

نماز جماعت،نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام‏»و«امت‏»

است.

4- آثار اخلاقى،تربيتى

در نماز جماعت،افراد در يك صف قرار مى‏گيرند و امتيازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...كنار مى‏رود و صفا و صميميت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با ديدار يكديگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و اميد مى‏كنند.

نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.

روحيه فردگرايى و انزوا و گوشه‏گيرى را از بين مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.

نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا كه بايد پرهيزكارترين و لايق‏ترين اشخاص،به امامت نمازبايستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.

نماز جماعت،كينه‏ها و كدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از ميان مى‏برد وسطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مى‏دهد.

به خاطر اينهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصيه شده‏است.حتى نابينايى وقتى از حضور پيامبر،اجازه خواست كه به مسجدنيايد،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ريسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (18) و نيز، نابينايانى كه اجازه ترك شركت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (19) از طرف ديگر،برخورد شديد نسبت‏به كسانى كه به نماز جماعت‏اهميت نمى‏دهند،نشان ديگرى بر اهميت و سازندگى آن است.

در حديث است كه به چنان كسان،همسر ندهيد (20) و معرف آنان‏نشويد. (21)

امام جماعت

در نماز جماعت،آنكه جلو مى‏ايستد و مردم به او اقتدا مى‏كنند،«امام‏»نام دارد.بعضى نيز به او«پيشوا»مى‏گويند.در نظام اجتماعى‏سياسى اسلام،آنكه پيشوايى جمعى را به عهده دارد،بايد از يك سرى‏فضيلت‏ها و برترى‏ها برخوردار باشد،تا فضايل او،الهام‏بخش ديگران نيزباشد.در نماز جماعت نيز،پيشنماز،بايد در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از ديگران باشد.

در حديث مى‏خوانيم:«فقدموا افضلكم‏» (22) و«فقدموا خياركم‏»، (23) يعنى با فضيلت‏ترين و بهترين خودتان را جلو بيندازيد و به او اقتدا كنيد.

احاديث،در اين باره،بسيار است.به چند نمونه اشاره مى‏كنيم:

امام جماعت،بايد كسى باشد كه مردم به ايمان و تعهد او اطمينان‏داشته باشند. (24) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت، رهبرى است كه شما را به سوى‏خدا مى‏برد،پس بنگريد كه به چه كس اقتدا مى‏كنيد. (25) ابوذر فرمود:امام شما،در قيامت، شفيع شماست.پس شفيع خودتان‏را از افراد سفيه و فاسق قرار ندهيد. (26) اقتدا كردن به افراد ناشناخته و آنان كه در دين يا امامت،غلومى‏كنند،نهى شده است. (27) افرادى كه در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق خورده‏اند،يا از طريق نامشروع،بدنيا آمده‏اند،حق امام جماعت‏شدن ندارند. (28) امام جماعت،بايد مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبول‏درگاه خداوند نيست. (29) امام صادق(ع)در تفسير اين آيه شريفه (خذوا زينتكم عند كل‏مسجد) (30) هنگام رفتن به مسجد، ينت‏خود را همراه داشته باشيد)

فرمود:زينت مسجد،پيشواى شايسته و امام جماعت مسجد است. (31) البته پوشيدن لباس پاك و داشتن وقار و عطر زدن و. ..نيز دررواياتى به عنوان‏«زينت مسجد»آمده است.

امام باقر(ع)فرمود:امام جماعت‏بايد از افراد انديشمند و صاحب‏فكر باشد. (32) رسول خدا(ص)فرمود:كسى كه پشت‏سر امام عالم نماز بخواند،گويا پشت‏سر من و حضرت ابراهيم،نماز خوانده است. (33) امام جماعت،بايد مراعات ضعيف‏ترين افراد را بكند و نماز را طول‏ندهد. (34) از مجموع اين احاديث،موقعيت‏حساس امامت جماعت‏شناخته‏مى‏شود.

انتخاب امام جماعت

از آنجا كه در امام جماعت،برترى و فضيلت‏بر ديگران شرط است،اگر در موقعيتى،چند نفر شايستگى آنرا داشتند كه به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرايطى به عنوان اولويت در روايات مطرح است كه‏آموزنده است و گرايش به ارزشها و انتخاب بهتر را مى‏آموزد.از جمله:

1- كسى كه قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم)

2- كسى كه در هجرت،پيشقدم باشد(اقدمهم هجرة)

3- كسى كه دين‏شناس‏تر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهم‏بالسنة و افقههم فى الدين)

4- كسى كه سن بيشترى داشته باشد(فاكبرهم سنا)

5- كسى كه انس او با قرآن بيشتر باشد.

6- كسى كه زيباتر و خوشروتر باشد. (35)

7- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعت‏شدن مقدم است.

8- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است.

در ميان امتيازات،به مسئله‏«عالم بودن‏»بيش از هر چيزى تكيه شده‏است.اين دانايى و اعلميت،در همه مواردى كه نوعى رهبرى و پيشوايى‏در كار است،شرط و امتياز است.

در حديث است:

«من صلى بقوم و فيهم من هو اعلم منه لم يزل امرهم الى السفال الى‏يوم القيامة‏» (36) كسى كه امامت نماز و پيشوايى گروهى را به عهده بگيرد،در حاليكه ميان آنان،داناتر از او هم باشد،وضع آن جامعه تا قيامت،همواره رو به‏سقوط و پستى است.

البته همچنانكه در حديثى گذشت،امام جماعت‏بايد مورد پذيرش وقبول مردم باشد.اين مقبوليت،از راه علم و پاكى و عدالت و تواضع واخلاق نيكو بدست مى‏آيد.

نبايد غفلت داشت كه گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدن‏به اسلام و روحانيت،امام جماعتى را با شايعه و تهمت و دروغ،بدنام‏مى‏كنند تا او را به انزوا بكشند.هشيارى مردم،خنثى كننده اين نقشه‏شيطانى است.پشت‏سر كسى نبايد به جماعت ايستاد كه با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبوليت‏خود را از دست داده است،نه آنكه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!...

عدالت در امام جماعت

از شرايط امام جماعت،عادل بودن است.

عدالت را در كتب فقهى تعريف كرده‏اند.فقهاى گرانقدر،از جمله‏حضرت امام خمينى(قدس سره)مى‏فرمايند:

عدالت،يك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهان‏كبيره،و تكرار و اصرار نسبت‏به گناهان صغيره باز دارد. (37) پاكى،تقوا،دورى از گناه،از نشانه‏هاى عدالت است.بنا به‏اهميت اين صفت،در نظام اسلامى يكى از امتيازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى،داشتن آن براى مسئولان بلند پايه ومشاغل حساس،شرط است و كارهاى مهم كشور و امور مردم،بايد بدست افراد عادل انجام گيرد.

به برخى از اين موارد كه عدالت‏شرط است،توجه كنيد:

در مسائل عبادى،امام جماعت‏بايد عادل باشد.

در مسائل سياسى عبادى،مثل نماز جمعه،خطيب و امام جمعه بايدعادل باشد.

در مسائل سياسى و حقوقى،(همچون نمايندگى مجلس و تصويب‏قوانين)نظر فقهاى عادلى بنام‏«شوراى نگهبان‏»معتبر است.

در مسائل حقوقى،گرفتن و دادن هر حق به صاحبش،بايد با گواهى‏افراد عادل باشد.

در مسائل تربيتى،اجراى حدود اسلامى و تاديب ظالم و خلافكار،وقتى است كه افراد عادل،به خلاف و گناه او شهادت دهند.

در مسائل اقتصادى،بيت المال بايد دست افراد عادل باشد.

در مسائل اجتماعى و فرهنگى،پخش و نشر خبرها،بايد دست افرادعادل باشد و به خبر افراد فاسق،اعتماد نمى‏توان كرد، مگر پس ازتحقيق و تفحص.

در مسائل نظامى،فرمانده كل قوا،با رهبرى است،كه عدالت‏شرط‏آنست.

پس عدالت،از اركان مهم در نظام حكومتى اسلام و واگذارى‏مسئوليت‏هاى اجتماعى و تنظيم امور زندگى است.

راه شناخت عدالت

گرچه برخوردارى از عدالت،و داشتن ملكه ترك گناه،از اموردرونى افراد است،ولى با علائم و نشانه‏هايى كه در زندگى و عمل افرادبروز مى‏كند،مى‏توان به بود و نبود آن در افراد،پى برد.در روايات، برخى از اين علائم به چشم مى‏خورد و بعضى ملاك‏ها بيان شده كه باوجود آنها،مى‏توان كسى را عادل شمرد.

از امام صادق(ع)پرسيدند:عادل كيست؟

فرمود:

«اذا غض طرفه من المحارم و لسانه عن الماثم و كفه عن‏المظالم‏» (38) كسى كه چشمش را از نامحرم،زبانش را از گناه، ودستش را از ظلم حفظ كند:

پيامبر خدا(ص)نيز در حديثى انسان جوانمرد و عادل را چنين معرفى‏مى‏كند:

«من عامل الناس فلم يظلمهم و حدثهم فلم يكذبهم و وعدهم‏فلم يخلفهم فهو ممن كملت مروته و ظهرت عدالته...» (39) كسى كه با مردم،در معاملات،ستم نكند و در سخن،دروغ نگويد و در وعده‏هايش تخلف نكند،او از كسانى‏است كه مروتش كامل و عدالتش آشكار است.

از امام صادق(ع)سؤال شد:عدالت انسان را از كجا بشناسيم؟

فرمود:همين كه كسى اهل حيا و عفت‏باشد و در خوراك و گفتار وشهوت،خود را به گناه نيالايد،و از گناهان بزرگى مثل زنا،ربا،شراب،فرار از جنگ،...(كه مورد تهديد قرآن است)بپرهيزد،و جز در مواردى‏كه عذر دارد،از شركت در جماعت مسلمين دورى نكند،چنين انسانى‏عادل است و تفتيش از عيوب او و غيبت او بر مردم حرام است... (40) در روايات ديگرى مى‏خوانيم:

به آنكس كه نمازهاى پنجگانه را به جماعت‏بخواند،خوشبين باشيدو گواهى او را بپذيريد. (41) شايد آنچه را كه فقهاء،به عنوان‏«حسن ظاهرى‏»در عدالت‏بيان‏مى‏كنند،همين باشد كه با حضورش در مراسم و جماعت مسلمين ونبودنش در مراكز فساد و گناه،مايه اعتماد مردم شود و او را از اين‏طريق،انسان عادل و درست كارى بشناسند.

امام باقر(ع)در مورد عدالت زنان مى‏فرمايد:

همين كه اهل حجاب و از خانواده‏هاى محترم بود و از شوهر خويش‏اطاعت مى‏كرد و از كارهاى ناپسند و جلوه‏گرى‏هاى ناروا پرهيز داشت،عادل است. (42) در بعضى روايات،«فاسق‏»را كسانى مى‏داند كه به خاطر گناهان‏زشت علنى،در جامعه شلاق خورده،يا ميان مردم مشهور به خلاف وبدكارى يا مورد سوءظن باشند. (43) البته معناى عدالت در يكنفر،آن نيست كه در طول عمر،مرتكب‏گناهى نشده باشد،چرا كه اين ويژگى،تنها در انبياء و اولياء معصوم‏است،ولى همين كه ما،در ظاهر،از او گناه بزرگى نديده باشيم،كافى‏است.

اين نيز ناگفته نماند كه:اگر كسى خود را عادل نمى‏داند،و حتى به مردم بگويد كه من عادل نيستم،اما مردم او را عادل و با تقوا بشناسند،مى‏تواند امام جماعت‏شود و مردم نيز مى‏توانند به او اقتدا كنند و اگرمردم،مايل به اقتدا باشند،نبايد سرپيچى كند. (44) و حتى اگر پس ازنماز جماعت،معلوم شود كه امام جماعت،عادل نبوده،نمازهايى را كه‏پشت‏سر او خوانده‏اند صحيح است و اعاده لازم نيست. (45)

چرا بعضى به جماعت نمى‏روند؟

با همه پاداشها و آثارى كه براى نماز جماعت وجود دارد،برخى ازاين فيض بزرگ محرومند و با تاسف،شاهديم كه بسيارى، به آن‏بى اعتنا و كم رغبت‏اند و حتى در همسايگى مسجد به سر مى‏برند،ولى‏در جماعت مسلمين حاضر نمى‏شوند و مسجدها،گاهى به صورت‏ناراحت كننده و دردآورى خلوت است.

علت‏شركت نكردن افراد در نمازهاى جماعت،گوناگون است.

بعضى واقعا عذر دارند و دليلشان پذيرفتنى است،ولى در بسيارى موارد،بهانه‏هايى پوچ،بيشتر نيست.مرورى به اينگونه دلايل و بهانه‏هامى‏كنيم:

بعضى،از پاداشهاى نماز جماعت،غافلند.

برخى،از بدرفتارى برخى نمازگزاران در مسجد،به نماز جماعت‏بى رغبت مى‏شوند.

بعضى،تنها بد اخلاقى امام جماعت را،بهانه عدم شركت‏خود قرارمى‏دهند و آنرا منافى با عدالت او به حساب مى‏آورند.

بعضى،بخاطر همفكر نبودن امام جماعت،با ديدگاههاى سياسى آنان‏نسبت‏به موضوعات و اشخاص و...از شركت در جماعت،دورى‏مى‏كنند.

بعضى،بخاطر مشغوليت‏هاى اقتصادى و اجتماعى و گرفتارى‏هاى‏روزمره،از پاداشهاى عظيم نماز جماعت محروم مى‏شوند.

بعضى،از برخورد سرد افراد مسجد،دلسرد مى‏شوند و ديگرنمى‏روند.

بعضى،عيب‏هاى بستگان و نزديكان امام جماعت را به حساب اومى‏گذارند و او را قبول ندارند.

بعضى،شركت‏خود را در نماز جماعتى را،مايه تقويت و بزرگ شدن‏پيشنماز در جامعه مى‏دانند و از آن پرهيز دارند،بى آنكه دليلى روشن بربيعدالتى امام جماعت داشته باشند.

بعضى،از روى غرور،حاضر نيستند در نماز جماعت‏يك امام جوان‏يا فقيرزاده،اما پاك و متعهد و لايق،شركت كنند.

برخى هم،تن‏پرور و تنبل‏اند و در عبادات،بى حوصله و كسل‏اند ونماز جماعت را،بجاى آنكه كار بدانند،بار مى‏دانند و به سختى‏حاضرند دست از كارهاى ديگر بكشند و به جمع مسلمانان در نمازبپوشندند.

بعضى نيز،از طول كشيدن نماز جماعت،از مسجد مى‏گريزند.

بعضى نيز،از متولى يا دست‏اندركاران مسجد،خوششان نمى‏آيد،ازاين رو به نماز جماعت نمى‏آيند.

اينها گوشه‏اى از علل سردى برخى نسبت‏به حضور در نماز جماعت‏بود.

همانطور كه ديديد،بيشتر اينها،بهانه‏هايى غير قابل اعتناست. اگر آگاهى و رشد دينى مردم به حدى برسد كه عوامل ياد شده راكنار بگذارند،و با خلوص و همدلى،در صفوفى منظم كنار هم بنشينند،به پاداش‏هاى عظيم جماعت،توجه داشته باشند،بدخلقى پيشنماز را،مغاير با عدالت او ندانند،گناه بستگان او را به حساب او نگذارند،و...به بركات و آثار مثبت فراوان اين‏«گردهمايى دينى‏»

بينديشند،خواهيم ديد كه مساجد،رونق بيشترى خواهد يافت و خلوتى‏نمازهاى جماعت،از ميان خواهد رفت.

البته،صلاحيت‏هاى علمى و اخلاقى پيشنماز،و محيط گرم وآموزنده بودن مساجد،و برخورد شايسته و احترام‏آميز با شركت كنندگان درنماز،به خصوص با جوانان و نوجوانان،مى‏تواند سهم عمده‏اى در جذب‏آنان به مسجد،اين كانون وحدت و معنويت داشته باشد.

سهم مسئولان فرهنگى،تبليغى و تربيتى كشور نيز در اين زمينه،مهم‏است.

اگر مربيان محترم و معلمان و پدران و مادران،خود در جماعت‏هاشركت كنند و در برابر شاگردان و فرزندان به نماز بايستند،يا به مساجدبروند،الهام بخش ديگران نيز خواهد بود.

اگر مدارس،در كنار مساجد ساخته شود،براى حضور دانش‏آموزان‏در نمازهاى جماعت،تسهيلى به حساب مى‏آيد

رحیمی | 0:29 - پنجشنبه دهم فروردین 1391