رهبر معظم انقلاب:
مساجد بايد مدرس تفسير و منبر معارف اجتماعی و سياسی باشدبه گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) پيام مقام معظم رهبری در نوزدهمين اجلاس سراسری نماز، صبح امروز، 20 مهرماه در بيرجند قرائت شد كه متن اين پيام به شرح زير است:بسمالله الرحمن الرحيمپديد آوردن هويتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدينه در شمار زيباترين و پرمغزترين ابتكارهای اسلام در آغاز تشكيل جامعه اسلامی است: خانه خدا و خانه مردم، خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، كانون ذكر و معراج معنوی و عرصه علم و جهاد و تدبير دنيوی، جايگاه عبادت و پايگاه سياست، دوگانههای به هم پيوستهای است كه تصوير مسجد اسلامی و فاصله آن با عبادتگاههای زائج اديان ديگر را نمايان میسازد.در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاك و خردمندانه و سالم، در هم میآميزد و فرد و جامعه را به تراز اسلامی آن نزديك میكند. مسجد، مظهر آميختگی دنيا و آخرت و پيوستگی هر دو جامعه در ديدگاه و انديشه مكتب اسلامی است. با اين نگاه، دلهای ما برای مسجد میتپد و از شوق و احساس مسئوليت، لبريز میگردد.امروز در ميان مساجد ما كم نيستند آنهايی كه میتوانند نمايی از اين تصوير زيبا و شوقانگيز را به نمايش درآورند. حضور نسل جوان پاكنهاد ما و حضور روحانيون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهايی را به درستی كانون ذكر و عبادت و انديشه و معرفت ساخته و يادهای عزيز و گرانبها را در دلهای ما برانگيخته است. ليكن تا اين وظيفه به تمام و كمال گذارده نشود هيچ يك از ما نبايد و نمیتوانيم خطری كه از كمبود مسجد و ضعف و نارسايی، جامعه و جوانان و خانوادهها و نسلهای آينده را تهديد میكند، غافل بمانيم و خود را از بركات عظيمی كه مسجد تراز اسلامی به كشور و نظام و مردم هديه میكند محروم سازيم.نخستين مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شايسته در آن است. هماكنون با وجود دهها هزار مسجد در كشور، جای هزاران مسجد ديگر در روستاها، شهرها، شهركها و مجتمعهای ساختمانی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نياز ضروری مومنان و جوانان و نوجوانان ما است. روحانی پرهيزگار، خردمند، كارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشك و پرستار در بيمارستان، روحيه و مايه حيات مسجد است. امامان جماعت بايد آمادهسازی خويش برای طباطت معنوی را وظيفه حتمی خود بدانند و مراكز رسيدگی به امور مساجد و حوزههای علميه در همه جا آنان را ياری دهند.مساجد بايد مدرس تفسير و حديث و منبر معارف اجتماعی و سياسی و كانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه محبت متوليان و مديران و امنای مساجد بايد دلهای پاك جوانان را مجذوب و مشتاق كند. حضور جوانان و روحيههای بسيجی بايد محيط مسجد را زنده و پرنشاط و آيندهپو و لبريز از اميد سازد. ميان مسجد و مراكز آموزشی در هر محل همكاری و پيوند تعريف شده و شايستهای برقرار گردد. چه نيكوست دانشآموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشويق شوند. مسجد بايد رابطه خود را با جوانانی كه ازدواج میكنند و به كسانی كه به موفقيت علمی، اجتماعی، هنری و ورزشی دست میيابند، با صاحب همتانی كه كمك به ديگران را وجهه همت میسازند، با غم ديدگانی كه غمگساری میجويند و حتی با نوزادانی كه متولد میشوند برقرار و مستحكم كند. مسجد بايد در هر منطقه و محل، مأمن و مايه خير و بركت باشد و به طريق اولی وسيله زحمت و آزار مجاوران نگردد.پخش صداهای آزاردهنده به ويژه در شب و هنگام آسايش مردم، كاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدايی كه بايد از مسجد در فضا طنين بيفكند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.عمران مساجد و پرداختن به آرايههای معنوی و ظاهری آن، وظيفه همگان است. و هر كسی به اندازه توان و همت بايد در آن سهيم گردد. مردم، شهرداریها و دستگاههای دولتی هر يك در آن بايد سهمی ايفا كنند و روحانی دانا و مسئوليتپذير و پرهيزگار میتواند و میبايد محور اين منظومه تلاش مقدس باشد.از خداوند متعال توفيق همگان را مسئلت میكنم و برای روحانی مجاهد و خدمتگذار، جناب حجتالاسلام والمسمين آقای قرائتی دوام عمر و نشاط و توفيق روزافزون از خداوند میطلبم.والسلام و عليكم و رحمهاللهسيد علی خامنهای
نماز از ديدگاه علم
در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از 50 ثانیه از آغاز نماز آشکار میشود.
در این تحقیق آمده است: میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترک در حین نماز بین20 الی 30 درصد کاهش مییابد و همچنین پوست بدن مقاومت بیشتری پیدا میکند.
همچنین در عکسهایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالتهای عادی افزایش پیدا میکند و نورونهای عصبی به صورت نورانی در اشعههای دریافتی از مغز به نمایش در میآید.
روزنامه واشنگتنپست در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز انسان را روشن میکند. روزنامه ساینس نیز در شماره گذشته خود با تقدیر از اینگونه تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد.
رابطه نماز صبح و سرطانبراساس تعدادی از پژوهشهای علمی انجام شده در مرکز پژوهشهای ملی قاهره، خواندن نماز صبح در زمان مقرر خود، موجب فعال شدن کار سلولهای بدن و جلوگیری از ابتلاء به ورمهای سرطانی میشود.
دکتر سعید شلبی از اساتید این مرکز گفت: پژوهشها موید این مطلب است که خواندن نماز صبح در زمان خود، به جلوگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی و همچنین تنظیم کار هرمونهای بدن و گردش خون کمک میکند.
وی افزود: بر اساس این پژوهش در زمان ادای نماز صبح، تمامی اعضای بدن در اوج فعالیتهایشان قرار دارند. به گونهای که ترشح هرمونها به ویژه آدرنالین که ترشح آن در ساعت 5 صبح شروع میشود، افزایش مییابد و به فعال شدن تمامی اعضای بدن و جلوگیری از ورمهای سرطانی کمک میکند.
همچنین هوای پاک صبحگاهی دارای مقادیر زیادی اکسیژن است که موجب فعالیت قلب، کاهش انقباضات رگهای خونی، تنظیم کار هرمونها و بهبود فعالیت حافظه میشود.
ارتباط نماز و ميدان مغناطيسياگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود . . .
پزشک وبلاگ نویس با اشاره به تحقیقات دانشمندان غربی نماز را بهترین وسیله رفع بارهای الکتریکی زاید بدن عنوان می کند.
خبرگزاری شبستان: هارولد بور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده بر روی سمندر به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.
بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است که او اين ميدان را "حياتي" ناميد چون هرگاه حيات از بين برود ميدان حياتي هم از بين مي رود.
دکتر رحمت سخنی پزشک بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه است که در یک وبلاگ تخصصی مباحث طبی را از دیدگاه مذهب و آموزه های اسلامی بررسی می کند.
این بلاگر به نشانی http://sahand27213.parsiblog.com که در بیشتر مطالبش بر آثار مثبت اعمال احکام اسلامی در زندگی دنیوی و اخروی تاکید می کند آزمایش دانشمند آمریکایی را دلیل روشنی بر فلسفه نماز و وضو می داند.
بر اساس نتایج این آزمایش معلوم شده است اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود.
به نوشته این پزشک وبلاگ نویس بعضی از نقاظ بدن که از لحاظ بارهای الکتریکی رشته های اعصاب فعال تر هستند می توانند برای بدن خطرناک ظاهر شوند که اعمال وضو با آب بارهای زاید این نواحی را رفع می کند.
نارسيس ( نرگس ) نام پسر جوان افسانه اي است، كه در دوران كهن، تصوير خود را در آب زلالي ديد و يك دل نه صد دل، عاشق خود شد !؟! و اين داستان عجيب، وجه تسميه اي براي معرفي نوعي اختلال شخصيت موسوم به اختلال شخصيت خود شيفتهnarcissistic personality disorder))گرديد افراد مبتلا به اين اختلال، با احساس عميق اهميت شخصي، احساسات خود بزرگي بيني و به نوعي، اعتقاد به بي نظير بودن خودشان مشخص هستند ! اين اختلال عميق شخصيت كه در اوايل بزرگسالي به ظهور مي رسد، روي افكار، اعمال و رفتار شخص به شدت تاثير مي گذارد بدين نحو كه آنان خود را آدم هاي خاصي مي پندارند و انتظار دارند كه به طور خاصي، با آنان مدارا شود، اينان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنانچه كسي از آنان انتقادي بكند، دچار خشم مي گردند يا ممكن است چنان به رفتار خود اطمينان داشته باشند كه شخص انتقاد كننده را جز ابلهي به شمار نياورند و نسبت به انتقاد او، كاملا بي تفاوت باشند.
خودشيفته ها، چنانچه مختصر استعداد، يا اندك موفقيتي در زمينه اي داشته باشند در آن مورد به شدت مبالغه مي كنند و انتظار دارند، بدون هيچ دليلي با آنها، به صورت فردي بي نظير . مخصوص و استثنايي رفتار شود!
اين بيماران براي رسيدن به اهداف خود، به راحتي از ديگران سوء استفاده مي كنند و در اشتغال ذهني دائم، با مفاهيمي چون: موفقيت، قدرت، استعداد درخشندگي، زيبائي و ايده آليسم به سر مي برند و پيوسته در پي شكار اظهارات محبت آميز و تعريف و تمجيد ديگران مي باشند.
نمونه مبتلايان به اين اختلال را، در جامعه ما نيز بسيار مي توان يافت، مثلا كساني كه تصور مي كنند ضرورتي ندارد آنها هم در صفي كه ديگران منتظر ايستاده اند، انتظار بكشند!
اين تافته هاي جدا بافته، كه “ من ” خود بر همه چيز و بر همه كس ترجيح مي دهند، با عناويني چون: از خود متشكر، خودخواه، مغرور، از خود راضي و... در جامعه ايراني شناخته مي شوند و بوسيله اينن صفت بد خود، ناراحتي هاي متعددي را براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كند .
به اعتقاد بسياري از روانپزشكان درمان اختلال شخصيت خود شيفته بي نهايت مشكل است، چون براي پيشرفت درمان خود اين افراد بايد دست از خودشيفتگي بردارند كه اين كار راحتي نيست و در واقع هنوز ساخت داروي شيميايي كه بر عدم تعادل ناقل هاي عصبي مربوط به خودخواهي انسان غلبه كند هم، ممكن نشده است. اما پزشكان معنوي بشر، از قرنها پيش، راه حل هاي بي نظير و درخشاني، براي مقابله با خودخواهي و تكبر او، پيشنهاد كرده اند كه بنابرفرمايش حضرت علي (ع) در صدر اين راه حلها " نماز ” جاي دارد.
در سرتاسر اذكار نمازهاي يوميه، ضماير متكلم مع الغير (جمع ) به جاي ضماير متكلم وحده ( مفرد ) بكار رفته است. بدين معني كه پيوسته “ ما بودن ” و نه "من بودن ” در آموزش هاي نماز، تكرار و تلقين مي گردد و اين موضوع در رفع بسياري از اختلالات پيچيده شخصيت، از جمله اختلال شخصيت اسكيزوئيد(منزوي )، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، اختلال شخصيت اسكيزوتايپي( اسرار آميز)، اختلال شخصيت خودشيفته و ... نقش مهم و اساسي دارد. چرا كه در همه اين اختلالات كه ما به شرح مختصر برخي پرداخته اين، اصالت يافتن و تفوق “ من ” نسبت به “ ما ” زير بناي اختلال به حساب مي آيد. در حاليكه در جريان “ نماز ” اين “ ما ” ست كه اهميت مي يابد و “ من ” بودن انسان ( به عنوان مثال خودخواهي و تكبر او ) به فراموشي سپرده مي شود.
اما جالب اينجاست كه اشاره كنيم كه در اذكار نماز تنها يك جاست كه سخن از “ من ” به ميان مي آيد و آن زماني است كه بنده ناتوان در نهايت ذلت در مقابل پروردگار خود، كرنش مي كند ( ركوع ) پس آن گاه خود را در مقابل آفريننده خويش به خاك مي اندازد و به سجده مي رود و نغمه سر مي دهد: سبحان ربي الاعلي و بحمده و “ سجده ” در روايات بالاترينمرتبه قرب نمازگزار، به پروردگار معرفي شده است . و شايد سخن گفتن از “ من ” در لحظاتي سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاك و فلسفه آن كه سجود نزديكترين لحظه بنده به خدا معرفي شده است . اين نكته باشد كه “ من ” را بايد از ميان برداشت و به خاك سپرد تا به “ او ” نزديك شد. به قول ملامحسن فيض كاشاني
با من بودي ، منت نمي دانستم
يا من بودي ، منت نمي دانستم
چون “ من ” شدم از ميان ، تو را دانستم
تا من بودي ، منت نمي دانستم
------------------------------------------------------------------
منبع:
مطالب علمي اين مقاله از جلد سوم ترجمه فارسي كاپلان ـ سادوك ، صفحات 286ـ 284 اقتباس شده است.
پرتوي از اسرار نماز ـ اثر حاج شيخ محسن قرائتي ـ صفحه 174[/size][/size]
رحیمی | 0:8 - یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391

8- حضرت آيت ا... بهاءالدينى(ره) :
نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد و حرفهايى را كه در نماز مى زند دروغ نباشد، اين نماز معراج است وقتى انسان مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » بنده هيچ موجودى غير از خدا نيستم ، استعانت به غير از خداى تعالى ندارم و در تمام حوايج ، علوم ، اقتصاد، سلامت و شفا، پناهگاه من خداى تعالى است . اگر انسان موجودى باشد كه غير خدا را عبادت نكند و به ما سوى الله استعانت نجويد، نماز معراج اوست . معارف اخلاق ، عبادات ، صوم و صلاه و حج ، براى اين است كه انسان به اين مرحله برسد... اين عروج و معراج اوست . ولى خدا بايد توفيق دهد، تا كسى بتواند خود را به اين مرحله برساند... نماز معراج است ولى مؤ منى كه راستگو باشد وقتى مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » دروغگو نباشد. اگر روزى صد مرتبه انسان اين دروغها را بگويد به جاى اين كه صعود پيدا كند، سقوط مى كند. عروج نتيجه صداقت انسان است . اگر صادقانه گفت : « إِيّاكَ نَعْبُدُ » آن وقت منبع علم و حكمت و قدرت مى شود و تمام بركات الهى بر اين موجود نازل مى شود ولى ورود به اين مرتبه خيلى مشكل است و بدون توفيقات و تاءييدات الهى نمى توان آتشهاى دنيا را تحمّل كرد.[1]
9- آيت ا... شهيد دكتر بهشتى(ره) :
اين ايستادن و خم شدن ، اين نشستن و به خاك افتادن ، و با هر يك كلماتى گفتن چه معنا دارد؟ در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى انديشد، سراپا شيفته آن مى شود، دل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنى مى گرايد، با آهنگ فطرت در برابر آن همه كمال و عظمت سر تعظيم فرود مى آورد، ركوع و سر به زمين مى سايد، سجود و زبان به ستايش مى گشايد، حمد و تسبيح .و در آن لحظه كه انسان خود را به كمك يك نيروى برتر از ماده نيازمند مى يابد، دل به سوى آفريدگار دانا و توانا و مهربان جهان مى آورد، راز و نياز خود را با او در ميان مى نهد و او را به كمك مى خواند، دعا اين است نماز ما و نيايش روزانه ما، به سوى خدا، خداى يكتا، خداى پر مهر. نيايشى كه هر فرازش ، بيانگر اصلى از اصول جهان بينى اسلام ، و هر حركتش ، نمايشگر پيوند عميق انسان اسلام با خداست . نيايشى كه انسان را به سوى خدا، به سوى راه او، و به سوى رهبران او مى كشاند. او را به همه شايسته كاران روى زمين ، در طول تاريخ ، در گذشته و آينده و حال ، پيوند مى دهد. و صف او را از صف ستمگران و تبهكاران و گمراهان جدا مى سازد تا در راه راست خدا استوار بماند و به بيراهه نيفتد. اينك تو اى انسان جستجو گر عصر ما برخيز، برخيز تا با شور و نشاط، به نيايشى چنين زنده و سازنده بپردازيم ، و خود را از هر چه جز حق و حقيقت است پيراسته سازيم .[2]
10- دكتر على شريعتى :
نماز شدن انسان ، تلاش براى شدن و زنده ماندن ، نيايش خواستن است . خواستن انسانى است كه از آنچه دارد خوشنود نيست . و در آنچه كه هست رنج مى برد. اساسى ترين درسى كه در نماز مى انديشيم توحيد در هستى است و طرد همه (شركها) و (تفرقه ها) و نفى همه قدرتهاى دروغين ، غير از خدا. اولين عبارتى كه بر زبان مى آوريم در شروع ، اذان (الله اكبر) يعنى خدا بزرگتر است اين بدين معنى است كه خدا از همه قدرتها و ايده آلها بزرگتر است و بايد به بزرگتر بودن خدا از همه توجه داشت . اين ضربه محكمى است بر كسانى كه ايده آلهائى را در مسير غير خدا شعار زندگى خويش قرار مى دهند و در آن خود را گم مى كنند. انقلابى راستين كه با خدا و خلق ميثاقى مقدّس بسته است از تزلزل در برابر خداوندان زر و زور و نيروهايشان منع مى كند. و ياد آور مى شود كه هان فراموش نكن كه خدا بزرگتر است و اگر در راه خدا قدم گذارى و براه خويش ايمان داشته باشى قدرت (فرعون ، قارون ، بلعم ) را در هم مى شكند و مى تواند تو را يارى كند. وقتى (لااله الاالله ) مى گوئيم بار ديگر همه خدايان دروغين را نفى مى كنيم . اله ، خداى غير الله ، خداى غير حقيقى ، پول مقام قدرت موقعيت اجتماعى و ... همه و همه كه در قالب هوسهاى پوچ گذاشته شوند و در راه خدا و اسلام نباشند اِله مى باشند.اين انقلابى ترين شعار اسلام است كه در دل مجاهدين اين همه شور و شوق آفريده است و هم مى آفريند كه مايه رستگاريشان است .[3]
11- دكتر حداد عادل :
آيت ا... استاد مصباح يزدى براى بنده تعريف كردند كه در سفر به فرانسه دوستان ايرانى ما در فرانسه صحبت از پرفسورى كردند كه مسلمان شده بود و خانم او هم مسلمان بود. مسلمانى بسيار خوب و عامل به دستورات و احكام اسلام ، و عارف به حقايق اسلام . ملاقاتى داشتيم با اين خانم و آقاى پروفسور، پرسيدم : چطور شد كه مسلمان شديد؟ به شوخى گفتند: سؤ الهاى خصوصى مى كنيد؛ و بعداً توضيح دادند كه من سالها پيش در الجزاير مقيم بودم . فرانسويها در الجزاير زياد بودند. يك روز در جاده عبور مى كرديم و در كنار جاده مزرعه اى بود، ديدم كسى رو به سمتى ايستاده و حركاتى انجام مى دهد. من از مشاهده اين حركات كنجكاو شدم و از ديگران پرسيدم كه اين حركات چيست ؟ گفتند كه نماز مى خواند. گفتم ماشين را نگهداريد. كنجكاو شدم و رفتم سراغ اين دهقان كه مشغول نماز بود. نشستم تا اين كه نمازش تمام شد. پرسيدم كه چكار مى كنى و چه مى گويى ؟ و چه مى خواهى و چرا اين كار را مى كنى ؟ توضيح داد كه در اسلام دستور است كه پنج وعده نماز بخوانيد... وقتى من متوجه شدم كه در اسلام ارتباط با خالق به اين اندازه آسان است ، و به اين اندازه عميق و لطيف است ، تكان خوردم و اين سرآغازى شد براى تحقيق بيشتر پيرامون اسلام و اين علت اصلى مسلمان شدن من بود.[4]12- علامه محمد اقبال لاهورى :
انتخاب جهت واحدى در اسلام براى نماز، براى آن است كه وحدت احساسى ميان جماعت نمازگزاران حاصل شود، و شكل كلى نماز و عبادت چنان است كه احساس مقام يا برترى نژادى را در ميان عبادت كنندگان بر مى اندازد، و روح تساوى اجتماعى را به جاى آن مى نشاند و تقويت مى كند. تصور كنيد كه اگر چنان شود كه در زمان ما همه فرق مسلمين ، روزانه براى نماز شانه به شانه در كنار يكديگر در يك صف بايستند، چه انقلاب روحى عظيمى حاصل خواهد شد! از يگانگى من جهان شمولى كه همه من ها را آفريده و نگاهدارى مى كند، وحدت اساسى نوع بشر نتيجه مى شود. تقسيم نوع بشر به نژادها و ملتها و قبيله ها، بنا به گفته قرآن ، تنها براى شناختن و شناخته شدن است . صورت اجتماعى نماز در اسلام ، گذشته از جنبه ادراكى و معرفتى آن ، براى اين است كه وحدت اساسى نوع بشر، با ويران شدن سدّ و بندهايى كه ميان انسانى و انسان ديگر موجود است ، به صورت حقيقتى از زندگى پديدار شود و پايدار بماند.[5]13- دانشمند شهير اروپائى آقاى هيل :[6]
از روزى كه اسلام ظاهر شد، نماز يگانه شعار اسلامى به صورت يك ضرورت درآمد. ارتباط اين نماز با مسيحيت و يهوديت هر چه باشد نيروى خاص و اهميّتى فوق العاده در بين مسلمانان پيدا كرد. و بعدها به صورت نماز جماعت به اقتدا امامى كه اغلب خود محمّدصلّى اللّه عليه و آله بود اقامه مى شد. هر كسى به هنگام نماز جماعت ، اجتماع مسلمانان را مشاهده كند كه براى نماز صف بسته اند و با نظام خاصّى در كمال وقار و با طرز حيرت انگيزى ركوع و سجود مى كنند، به شگفتى در مى آيد، و آثار تربيتى آن را در روان مسلمين از همان روزهاى نخستين درك خواهد نمود.كافى است كه ما نقش نماز را مورد بررسى قرار دهيم كه چه تاءثير مهمّى در بيدار كردن روح نظم و حفظ نظام داشته است . آنگاه به خوبى در مى يابيم كه در حقيقت نماز براى مسلمانان مانند يك آموزش نظامى بوده است و همين نظم مسلمانان در نماز، روح وحدت و يگانگى را در ميان مسلمانان زنده كرده ، برادرى ، مساوات و برابرى و دستاوردهاى اجتماعى اسلام را عملاً ايجاد مى نموده است [7].
14- الكسيس كارل ، نويسنده مشهور كتاب انسان موجود ناشناخته :
دعا و نماز قوى ترين نيروى است كه انسان مى تواند توليد كند، - نيروئى است كه چون قوه جاذبه در زمين وجود حقيقى و خارجى دارد.در حرفه پزشكى خود من ، مردانى را ديده ام كه پس از آن كه تمام معالجات ديگر در حال آنان ، مؤ ثر واقع نشده بود به نيروى نماز و دعا از بيمارى ، رهائى يافتند. دعا و نماز چون راديوم يك منبع نيروئى مشعشعى است كه خود به خود توليد مى شود. از راه دعا و نماز انسان مى كوشد نيروى محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدود تمام نيروها افزايش دهد. وقتى كه ما دعا و نماز مى خوانيم ، خود را به قوه محركه پايان ناپذيرى كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل و مربوط مى كنيم . نماز و دعا مى خوانيم كه قسمتى از آن نيرو به حوائج ما اختصاص داده شود. به صرف همين استدعا، نواقص ها تكميل مى شود. و با قدرتى بيشتر و حالتى بهتر از جاى بر مى خيزيم . هر وقت ما با شور و حرارت خداوند را در دعا و نماز مخاطب مى سازيم ، هم روح و هم جسم خود را به وجهى احسن تغيير مى دهيم . غير ممكن است مرد يا زنى تنها براى يك لحظه به دعا و نماز بپردازد و نتيجه مثبت و مفيدى از آن نگيرد.[8]
15- الكسيس كارل :
احساس عرفانى جنبشى است كه از اعماق دل انسانى برخواسته شده است يك غريزه اصلى است . انسان همان طورى كه به آب نياز دارد به خدا هم نياز دارد.و بهترين چيزى كه فطرت را تقويت مى كند نماز است كه سنبل عبادت است .اگر صميمانه به دعا و نماز بپردازيد خواهيد ديد كه زندگى شما به صورت عميق و مشهودى تغيير خواهد كرد. بايد بگوييم كه دعا فعاليتى است كه براى تكامل صحيح شخصيت و تماميّت عاليترين ملكات انسانى ضرورت دارد. تنها در دعا و نماز اجتماع كامل و هماهنگ بدن و فكر و روح حاصل مى شود كه به آدمى ، كه همچون نى شكننده اى ، است نيرومندى و استقامت بيرون از حد تصوّر مى بخشد. دعا و نماز عملى است كه آدمى را در حضور خدا قرار مى دهد.
مردى دهاتى در آخرين صف نماز در يك معبد تنها نشسته بود.
كسى از او پرسيد: منتظر چه هستيد؟ او در جواب گفت : به او نگاه مى كنم و او به من نگاه مى كند.
آدمى دعا مى كند كه نه تنها خدا به ياد او باشد، بلكه خود نيز به ياد خدا باشد. دعا و نماز كوششى است در آدمى براى رسيدن به خدا و صحبت كردن با موجودى ناديدنى كه آفريننده همه چيز و حكمت اعلى ، و هر وقت با شور و حرارت خود را در دعا و نماز مخاطب مى سازيم . هم روح و هم جسم خود را به وجهى احسن تغيير مى دهيم . انسان هميشه از دعا و نماز نتيجه مفيدى مى گيرد. دعا كردن همچون خوردن و آشاميدن ضرورى است . در اجتماعى كه نيايش و دعا و نماز وجود نداشته باشد، از فساد و زوال مصون نخواهد بود. نيايش علاوه بر اين كه آرامش به وجود مى آورد، بطور كامل و صميمى در فعاليتهاى مغزى انسان يك نوع شگفتى و انبساط باطنى و گاه قهرمانى و دلاورى را تحريك مى كند.9
16- پروفسور توماس هايس لوپ :
مهمترين مطلبى كه من در طول چندين سال تجربه و آزمايش به دست آورده ام اين است كه بهترين وسيله براى درمان بى خوابى نماز است . با اين قيد كه من پزشكم اين سخن را مى گويم كه نماز بهترين وسيله اى است كه تاكنون براى توسعه اطمينان و تسكين اعصاب و آسايش و نشاط شناخته شده كه زمينه بى خوابى را برطرف مى گرداند. و به عبارت دقيقتر، مهمترين وسيله ايجاد آرامش در روان و اعصاب انسان نماز است .10 رحیمی | 0:3 - جمعه بیست و نهم دی 1391
پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی ، صفحه 18
|
نماز در تمام ادیان الهی به عنوان برترین آیین عبادی و رکن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است . درخواست حضرت ابراهیم (ع) چنین بوده است که: «رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی . . . ; (1) پروردگارا، من و ذریه ام را برپا دارنده نماز قرار ده » . به حضرت موسی (ع) در کوه طور خطاب شد: «اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری; (2) همانا من الله هستم، معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار» . حضرت عیسی (ع) می گوید: «. . . و اوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت حیا; (3) . . . و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده ام کرده است » . و در چند جای قرآن سخن از میثاق بنی اسرائیل است که بخشی از مواد آن اقامه نماز است . (4) در آیین مقدس اسلام نیز «نماز» جایگاه ویژه ای دارد و در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است . در این کتاب الهی وظایفی برای مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است . این وظایف عبارتند از: 1 - برپایی نماز .در آیات زیادی برپایی نماز در کنار «ایتاء زکوة » ; پرداختن زکات آمده است . تکیه بر این دو رکن، در حقیقت برای بیان این واقعیت است که مسلمان شایسته، هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمی داشته باشد و هم در رابطه با مردم بی تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالی خود را انجام داده، به فکر محرومان جامعه باشد . عالی ترین شکل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشکلات مادی آنهاست که با ادای وظایف مالی، از سوی مسلمانان این مهم برآورده می شود . (5) در قرآن کریم «اقامه نماز» و «ایتاء زکوة » به عنوان محک ایمان، تقوی، اخلاص و . . . شمرده شده (6) و این دو در حقیقت اولین گام وفاداری به دین معرفی شده اند . قرآن کریم درباره برخورد با مشرکین می فرماید: «فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکوة فخلوا سبیلهم; (7) هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید . . . .» در آیه دیگری آمده است «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین; (8) پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشته و زکات را بپردازند پس برادران دینی شما هستند . . .» . معنای اقامه نماز چیست؟به نظر می رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، که از قیام - در مقابل قعود است - اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین گیر شدن و بی اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است: الف - گزاردن درست نماز با حدود و شرایط آن; ب - به جای آوردن نماز به نحو کامل و احسن; ج - تداوم در برپایی نماز; د - تلاش برای مطرح کردن و گسترش نماز در جامعه . راغب در مفردات گوید: «و لم یامر تعالی بالصلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الا بلفظ الاقامة تنبیها ان المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها . . . ; (9) در تمام مواردی که خداوند به نماز امر یا مدح به آن کرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود که مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیات نماز (بدون روح)» . در قرآن کریم، اقامه نماز با ویژگی های ذیل مطلوب است: الف - برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابیدر دو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی های منافقان شمرده شده است: «و اذا قاموا الی الصلوة قاموا کسالی . . . ; (10) و هنگامی که به نماز می ایستند از روی کسالت می ایستند . . .» . «. . . و لا یاتون الصلوة الا و هم کسالی . . . ; (11) و نماز به جا نمی آورند جز با کسالت .» و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست . در روایتی از حضرت امام سجاد (ع) می خوانیم: «ان المنافق ینهی و لاینتهی و یامر بما لایاتی و اذا قام الی الصلوة اعترض; همانا منافق (از کار زشت) نهی می کند، ولی خود از آن کار دست نمی کشد و فرمان می دهد (به خوبی) ولی خود انجام نمی دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می کند» . راوی می گوید: پرسیدم: «ما الاعتراض; اعتراض چیست » ؟ حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض; رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستد و به همان حال به سجده رود .» (12) ب - اهتمام به نماز و وقت فضیلت آنقرآن کریم می فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون; (13) پس وای بر نمازگزارانی که از آن غافلند .» «ساهون » آنانند که از اصل نماز غافلند، توجهی به آن ندارند، گاه آن را نمی خوانند، گاه در آخر وقت می خوانند . قرآن کریم می گوید این مساله در ضعف اعتقاد دینی او ریشه دارد . گفتنی است که «سهو» و «اشتباه » در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، می فرمود: «فی صلوتهم » در نمازشان نه «عن صلوتهم » از نمازشان . یونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود: «لاکل احد یصیبه هذا ولکن ان یغفلها و یدع ان یصلی فی اول وقتها; (14) نه هر کس مبتلا به وسوسه می شود بلکه مقصود آن است که از اصل نماز غفلت کند و در اول وقت نخواند .» امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «تاخیر الصلوة عن اول وقتها لغیر عذر; (15) مقصود از سهو بدون عذر نماز را از اول وقت تاخیر انداختن است » . در روایتی از حضرت امام علی (ع) می خوانیم: «لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلوة فلایشغلنکم عن اوقاتها شی ء من امور الدنیا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها; (16) هیچ کاری نزد خداوند محبوت تر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یک از امور دنیا شما را مشغول از نماز سازد که خداوند گروهی را که از نماز سهو می کنند نکوهش کرده است و مقصود این است که اینها غفلت از نماز داشته، حریم وقت نماز را نگه نمی دارند» . علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نکته توجه داشته باشد که در مقابل حضرت حق ایستاده با او سخن می گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانی ببرد تا شیطان جرات زمینه سازی برای خروج از این میهمانی را فراهم نسازد . «یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون . . . ; (17) ای کسانی که ایمان آورده اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید . . .» . ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد که مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لکن از تعلیل «حتی تعلموا ما تقولون » می توان این معنا را برداشت کرد: نماز مطلوب آن است که انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند که چه می گوید و با که سخن می گوید . مؤید این برداشت روایت امام باقر (ع) است که فرمود: در حالتی که کسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی کرده است . (18) ج - نماز با خشوعاز مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است . «قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون; (19) به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند» . خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می شود و آثارش در بدن ظاهر می گردد . فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلک و هو ماخوذ من خشعت الارض اذا سکنت و اطمانت; (20) خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سکون و اطمئنان است، آن چنان که برای سکون زمین واژه خشوع به کار رفته و می گویند: «خشعت الارض » . خشوع در نماز; یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان که برگزیدگان خداوند پیامبر و آل - علیهم السلام - چنین بودند . اولین فرودگاه این خشوع روح است که بر جسم نیز اثر می گذارد; یعنی آن کس که در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می خوانیم که پیامبر (ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی می کند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه; (21) اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می شد» . د - دوام در نمازاز مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است . در سوره معارج پس از آن که خداوند برخی صفات ناشایست انسان ها را مورد تذکر قرار می دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر می کند که از جمله آن: «الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون; (22) مگر نمازگزارانی که بر نماز خود تداوم دارند» . ظاهر آیه دوام است; یعنی هم به وقت نماز می خوانند و هم همیشه نماز می خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است که اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز می دارد . و اصولا برنامه های تربیتی جز با تداوم کارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می خوانیم: «ان احب الاعمال الی الله مادام و ان قل; (23) محبوب ترین اعمال نزد خداوند کاری است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد» . ه - گسترش و مطرح کردن نماز در جامعهبدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق) . پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بعد اجتماعی مورد بررسی قرار می دهیم . قرآن کریم می فرماید از ویژگی های یاران خداوند آن است که: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور; (24) آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند» . از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است; اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می کنند . با مصادیق پنج گانه فوق می توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت . بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز; یعنی «اقامه نماز» را با کلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می برم: «به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود; یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم الصلوة لذکری » یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا; اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، رب بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی ترین تاثیرها در نفس او گذاشته می شود و روح انسان آن چنان ساخته می شود که مذهب اسلام می خواهد و بدون چنین برنامه ای امکان پذیر نیست » . (25) 2 - پاسداشت حریم نمازدیگر وظیفه مؤمنان در قبال نماز پاسداشت حریم نماز است; نیکوداشت نماز جایگاه ویژه ای در زندگی برای آن قائل بودن، به جای آوردن آن با آداب واجب و مستحب از مصادیق آن است . نگهداری حریم نماز نقطه مقابل استخفاف است; یعنی سبک شمردن نماز و شان و منزلتی برای آن ندیدن! که امام صادق (ع) فرمود: «ان شفاعتنا لن تنال مستخفا بالصلوة » . (26) که ترجمه آن این دو بیت است: گویم ز امام صادق این طرفه حدیث تا شیعه او به لوح دل بنگارد فرمود که بر شفاعت ما نرسد هر کس که نماز را سبک بشمارد قرآن کریم از این «حریم نگهداری » ، تعبیر به حفظ کرده است: «حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی . . . ; (27) در انجام همه نمازها و نماز وسطی کوشا و مراقب باشید» . در این آیه بر مراقبت همه نمازها، به ویژه نماز وسطی تاکید شده است . این که «صلوة وسطی » کدام است؟ اقوال گوناگونی بین مفسران هست، (28) نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، نماز صبح، نماز جمعه، نماز شب، نماز وتر و . . . اینها برخی از اقوالی است که در مصداق «صلوة وسطی » گفته شده است، ولی با توجه به شان نزول آیه بعید نیست که مقصود از آن نماز ظهر باشد . در شان نزول آیه آمده است: جمعی از منافقان به بهانه گرمی هوا در نماز جماعت ظهر شرکت نمی کردند و این سبب شده بود که از جمعیت نماز جماعت پیامبر (ص) کاسته شود تا جایی که گاه پشت سر پیامبر یک صف یا دو صف بیشتر نبود . آیه شریفه تذکر به مؤمنان است که حریم نماز را نگهدارید و با ترک جماعت حریم این عبادت بزرگ را نشکنید . (29) در سه آیه از قرآن نیز «محافظت بر نماز» از ویژگی های مؤمنان شمرده شده است: «والذین هم علی صلواتهم یحافظون; (30) مؤمنان کسانی اند که بر نمازهای خویش مراقب اند» . راغب در معنای حفظ گوید: «ثم یستعمل فی کل تفقد و تعهد و رعایة . . .» . (31) این واژه در مورد تفقد، پیمان داری و مراقبت به کار می رود . 3 - کمک گرفتن از نمازانسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی توان زندگی کرد . آنان که مادی می اندیشند، فقط به پشتوانه های مادی فکر می کنند، ولی آنان که الهی فکر می کنند پیوسته با پشتوانه های معنوی خود را از بن بست می رهانند . از این دست پشتوانه ها نماز است . نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «الا بذکر الله تطمئن القلوب » . (32) «واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; (33) از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است » . بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر (ص) یا امام علی (ع) با مشکلی رو به رو می شدند به نماز روی می آوردند . (34) امام صادق (ع) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است . (35) از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با غمی از غم های دنیا رو به رو می شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «واستعینوا بالصبر والصلوة » . (36) و بی تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه ها سست است و غیر قابل اعتماد: «مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون; (37) کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت اند که خانه ای برای خود انتخاب کرده و سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است; اگر می دانستند!» «هر حیوان و حشره ای برای خود خانه و لانه ای دارد اما هیچ یک از این خانه ها به سستی خانه عنکبوت نیست . اصولا خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری . اینها همه از یک سو . از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی دوام است که در برابر هیچ حادثه ای مقاومت نمی کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را درهم می ریزد . اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می کند . کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می شود و از سقف خانه آویزان می گردد . معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند» . (38) آری فقط او پناه گاه است و بس! 4 - امر به نمازدیگر وظیفه در قبال نماز «امر» به آن است . امر به معروف از فرایض بزرگ مکتب ماست و برترین معروف ها نماز است . معروفی که اگر در جامعه آن گونه که دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیاری از منکرات خشکانده می شود از ویژگی های مردان خدا آن است که «امر» به نماز دارند . قرآن کریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد (که این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (39) ) می فرماید: «. . . و کان یامر اهله بالصلوة والزکوة . . . ; (40) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زکات می کرد . . .» . و در مورد دیگر خطاب به پیامبر (ص) می خوانیم: «و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها . . . ; (41) و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شکیبا باش . . .» . در این دو آیه بر «امر» اهل به نماز تاکید ویژه است، چرا که اصلاح بنیان خانواده زیربنای سایر اصلاحات است . اگر خانواده ها، الهی شدند جامعه الهی خواهد شد . بر این اساس است که در دو آیه فوق سخن از امر کردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهی برجسته برای نجات خانواده از آتش است همان که در آیه شش سوره تحریم آمده است: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة . . . ; ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید» . از این آیه می توان رسالت سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوی فرزندان استفاده کرد . در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می خوانیم: «الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته فالامیر علی الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع علی اهل بیته و هو مسؤول عنهم فالمرئة راعیة علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسؤولة عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته; (42) بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید . امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول می باشد . بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید» . اینها برخی از وظایفی بود که ما در قبال نماز - این امانت بزرگ الهی - داریم امید که امانت داری شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش کوتاهی نکنیم .
|
رحیمی | 23:58 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391

رحیمی | 23:47 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم (16 بهمن 1360)
افتخار ما در مقابل همهی مکاتب و نظامهای بشری با آن «مانیفیست»های ساختهی ذهنیتهای حقیر و محدود وابسته، این است که کتاب انقلاب ما قرآن کریم مجیدی است که از وحی حکیم خبیر منشا گرفته و در اختیار عامی و عالم، بزرگ و کوچک بوده و قابل فهم و استفاده همگان است.
ما در طول مبارزات خود همواره خطوط اصلی حرکت خود را از قرآن دریافت کرده و آن را همچون شعارهای همیشگی انقلاب خود مطرح ساختهایم.
تا وقتی عموم مردم با ظاهر قرآن آشنا نشوند تحقق بخشیدن به نظام قرآنی در متن جامعه آسان و ممکن نمینماید و اینجاست که ارزش قاریان و حافظان قرآن و معلمان و مقریان آشکار میشود.
میدانیم که تلاوت و ترتیل و حفظ قرآن و صدر اسلام به عنوان وظایفی ارزشمند معمول بودهاند.
سنت تلاوت قرآن که توصیهی رهبران اسلامی است، بزرگترین سهم را در گسترش فرهنگ قرآنی و آکنده شدن فضای اجتماعی به معارف این فرهنگ دارا میباشد قرآن را تلاوت کنند. آهنگ تلاوت قرآن را در فضا سر دهند و قرآن را نه یک بار، نه دو بار که در همه عمر بخوانند. نور قرآن را بدینوسیله در دل خود و در فضای جامعه بپراکنند.

در مراتب وصول به دریای ژرف معنویت قرآن، تجوید و ترتیل پایهای اصلی و پلکانی اولی میباشد قرآن را باید آموخت، خواند و عمل کرد و خواندن آن نیز باید موزون با طبیعت لطیف آن دلنشین و صحیح به گونهای باشد که گویا از زبان روح الامین قرائت میشود. در این رابطه است که تلاشهایی که شما قراء و حفاظ محترم در فراگیری و یاددهی و حفظ و آموزش قرآن میکنید همچنین کوششهایی که در جهت تشویق و تقدیر از مقام والای شما به عمل میآید همگی در پیشگاه خدای تعالی از جایگاهی بلند و اجری وافر برخوردارند و من اکنون با استفاده از این محفل قرآنی شریف که به ذکر و تلاوت قرآن و به حضور تالیان و قاریان و حفاظ و مقریان مفتخر است به همه ملتهای اسلامی و به همه پیروان قرآن اعلام میکنم که کلید بهشت آزادی روی آوردن به قرآن و بازگرداندن آن به فضای زندگی است. از قرآن دستور بگیرید. وضع جامعهی خود و تکلیفی را که در مواجهه با این وضع بر عهدهی شماست در قرآن بیابید، به آن عمل کنید تا قرآن نیز کلید آن بهشت دلنشین را به شما عطا کند.
رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(12 فروردین 1363)

ملتهای مسلمان محتاج به این هستند که قرآن به میان آنها برگردد و این جز با عمل به قرآن امکان پذیر نیست.
ما باید بدانیم که سیاستهای بزرگ جهانی به قرآن به چشم یک دشمن سرسخت نگاه میکنند و در صدد هستند نگذارند قرآن کارگردان صحنهی زندگی انسانها شود و مبارزهی بزرگ همهی مسلمانان جهان باید برای احیای دوبارهی قرآن و مطرح کردن قرآن در متن زندگی انسانها باشد این حق مسلمانهاست که این را بخواهند و برای آن مبارزه کنند.
انقلاب ما بر محور قرآن بود و طبیعی بود که ما را 180 درجه به طرف قرآن برگرداند یکی از مظاهر بازگشت ما به قرآن، اقبال مردم ما به مسائل قرآنی از قبیل تلاوت، تفسیر، تجوید و چیزهایی از این قبیل بوده و درست و به جا هم هست.
حفظ قرآن مهم است، من از نوجوانها خواهش میکنم که قدر سنین فراگیری و حفظ را که الان در آن هستند بدانند و قرآن را حفظ کنند بنده اگر از موجودیهای معنوی چیزی داشته باشیم که ندارم چیز، اگر میداشتیم حاضر بودم بدهم و حفظ قرآن را در مقابل بگیرم. حفظ قرآن یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است. کسی که قرآن را در ذهن خود دارد همیشه با قرآن همراه است باید به خاطر این نعمت بزرگی که خدا به او داده، خدا را بسیار سپاسگزار باشد.
امروز زمینه آماده است برای نوجوانان و بچههای ما که قرآن را حفظ کنند. این جلسات را گرامی بدارید و این را یک پایگاه و سکوی پرشی قرار بدهید برای رسیدن به سرزمینهای دیگر. و همانطور که گفتم این تنها یک قدم میباشد، قدمهای فراوان دیگری باید در راه زنده کردن و احیای قرآن در جامعهی اسلامی برداریم.

مایهی افتخار است که روز به روز گرایش به قرآن و اهتمام به فراگیری و عمل به قرآن در جامعهی ما به صورت همه جانبهای بیشتر میشود. مسابقهی بینالمللی قرائت قرآن کریم کمکی است برای گرایش بیشتر به قرآن و این یک جنبهی سمبلیک دارد که حاکی از این است که در نظام جمهوری اسلامی مسابقه نسبت به چه اموری انجام میشود.
در هر جامعهای که قرآن به عنوان دستور زندگی و مقررات بین مردم قرار نگیرد در آنجا قرآن به معنای واقعی مهجور است. البته وجود قرائت قرآن در میان مردم یک کشور نعمت بزرگی است ولی این کافی نیست و استعمارگران برای تحقق این وضع سرمایه گذاریهای بسیاری کردهاند. ما با جرأت میتوانیم ادعا کنیم که در هیچ جای دنیا احکام قرآن مانند نظام حکومتی ما اعتبار و ضمانت اجرایی ندارد.

یکی از کارهای دشمن تهاجم فرهنگی و توطئهی خباثت آمیز بر علیه وجود مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام است که نمونهای از ان در کتاب موهن «آیات شیطانی» تجلی یافت، لذا اهتمام بیش از پیش به امر قرآن ضرورت دارد. پیروزی انقلاب اسلامی، قرآن را به ما بازگرداند و راه قرآن را به روی ما باز کرد و ما باید عقب ماندگیهای خود را در فراگیری جامع این کتاب الهی جبران کنیم و علاوه بر متن قرآن با ترجمهی آن نیز کاملا آشنا شویم.
توجه عمیق به ترجمه صحیح قرآن کریم هم یک ضرورت است و تعدد ترجمههای صحیح قرآن برا یجامعه مفید خواهد بود.

من باید از برداران عزیزی که این مراسم و تشکیلات و دعوت و مسابقات و تشویق عمومی را برای ملتمان فراهم کردند و نیز از برادران عزیزمان در حج و اوقاف که به این مساله اهتمام ورزیدند، صمیمانه تشکر کنم. این اهتمام، جای تقدیر و شکرگزاری دارد؛ اما حتی از این هم بیشتر و وسیعتر، باید نسبت به امر قرآن اهتمام ورزید؛ زیرا قرآن همه چیز ماست.
ما باید علاوه بر خواندن متن قرآن، ترجمهی آن را هم یاد بگیریم. امروز، بحمدالله جوانهای ما قرآن خوان هستند و خوب هم میخوانند. در سرتاسر کشور، ما قرای با ارزش و ممتازی داریم که وقتی در مسابقات جهانی شرکت میکنند، گوی سبقت را از بقیهی کشورها میربایند و بحمدالله از این گونه قراء کم هم نداریم.رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(5 بهمن 1371)
قرآنی شدن به این است که ملت با قرآن آمیخته بشود، به قرآن عمل کند، معرفت قرآنی را به طور کامل به دست بیاورد. ما امروز در دنیای اسلام این را کم داریم. اسم اسلام همهجا هست، تفاخر به اسلام همه جا هست،ُ ادعای مسلمانی همه جا هست، آنچه ما به آن نیاز داریم، ان آمیخته شدن به معارف قرآن و به عمل قرآن است، که این مسلمانی واقعی است. ما میخواهیم که ملت ما قرآن را بتوانند درک کنند و از آن استفاده کنند. هدف از همهی این تشریفات و این مسابقهها و این وقت گذرانیها و این تشویقها و این زحمتهایی که آقایان میکشند، هدف این است که ملت ما با قرآن آشنا بشوند. ما دوریم از قرآن، ما دوریم از قرآن. اگر یک ملتی با معرفت قرآنی آشنا بشود، بسیاری از کارها برای او آسان خواهد شد. حرکت برای او آسان خواهد شد. شما ملاحظه کنید، همین مقداری که ملت ما درهای قرآن را به روی خود باز کرد، که این به برکت انقلاب شد، ببینید چه تحولی در ملت ما به وجود آمد. ببینید چه عظمت و چه عزتی ملت ما پیدا کرد، به همین مقدار اندک حرکتی که به سمت قرآن کردیم. قرآن این جور است اگر حرکت به سمت قرآن به شکل کاملی انجام بگیرد. آن وقت این ملت همان چیزی خواهد شد که قرآن کریم خبر داده است. تاریخ را مسلمانها عوض کردند به برکت قرآن.
رهنمود های مقام معظم رهبری پیرامون قرآن کریم(22 دی 1372)
یکی از برکات قرآن کریم و این مسابقات همین است که بین ملتها و کشورها تفاهمی در سطوح مردمی به وجود بیاید. امروز دستهای خطرناکی تلاش میکنند برای جدا کردن کشورهای مسلمان از یکدیگرف این دستها هرچه قوی باشند نمیتوانند بر ملتها مسلط بشوند، اما بر دولتها چرا. متأسفانه دستهای قدرت استکباری دشمنان خیلی زود بر دولتهای بریده از ملتها مسلط میشوند. و لذا این فرصت مغتنمی است برای کسانی که میخواهند اراده الهی را که فرموده است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» تحقق پیدا کند و از این راه اعصممام به حبل الله را به دست بیاورند.
شما از این مسابقات و از این گردآمدن بر محور قرآن که مورد احترام و تکریم آحاد مسلمین است برای تحکیم اعصتمام به حبل الله استفاده کنید.
توصیهی ما به پدر و مادرها این است که به آموزش قرآن در خانه نسبت به بچهها اهمیت بدهند، بنده از پدر و مادر نوجوانهایی که قرآن را حافظاند، یا بعضی از قرآن را حفظاند صمیمانه تشکر میکنم و خواهش میکنم پدر و مادرها قرآن را به فرزندان کوچکشان یاد بدهند و در این راه اهتمام بورزند، برای درس قرآن اهمیت ویژه قائل بشوید تا این نوجوان چه دختر و چه پسر به قرآن گرایش پیدا کند، بخصوص در سن کودکی بایدق ران را حفظ کند و قرآن در سینهها باشدتا در دلها نفوذ کند و در محیط جامعه تحقق پیدا کند، قرآن ضامن سعات ما و ضامن بقای جمهوری اسلامی است، قرآن همه چیز ماست، خوشا به حال ملت ما اگر قرآن و عترت را با هم داشته باشند. کوشش کنید قرآن و عترت را با هم داشته باشید. خدا کند ملتهای دیگر هم گرایش پیدا کنند به قرآن و عترت که این هر دو از هم جداشدنی نیستند.
رحیمی | 23:45 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
مسأله 1399
مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا ، خصوصا برای همسایه مسجد وكسی كه صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است .
مسأله 1400
در روایتی وارد شده است كه اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند ، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ، ثواب نمازشان بیشتر می شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها كاغذ و دریاها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده شوند ، نمی توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند .
متن کامل در ادامه مطلب
رحیمی | 23:13 - پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391
|
آداب نماز جماعت - به نماز جماعت اهميت بدهيد ترك نماز جماعت ،اگر از روي بي احترامي باشد،جايز نيست. |
آثار فرهنگى، اجتماعى و تربيتى نماز جماعت
خبرگزاري فارس:واژه «صلاة» در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.
متن کامل در ادامه مطلب
رحیمی | 23:11 - پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391
در چه صورت باید از برادر ایمانی روی گرداند؟
راسخون : آن کسانى که میخواهید به عنوان برادران خود و افرادى که با آنها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که به این عنوان میخواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه کنید.........
به گزارش راسخون به نقل از افکارنیوز، مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه خود به بیان نکات اخلاقی برجستهای میپردازند که ذکر گوشهای از این نکات حکمتآموز برای رهروان انقلابی بسیار کارگشاست.
مقام معظم رهبری در این جلسه به شرح حدیثی از امام جعفر صادق (ع) پرداختند.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَیْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْر. (۱)
دو صفت برادر ایمانی چیست که اگر نبود از او روی گردانید
فى الکافى، عن الصّادق (علیهالسّلام): «اختبروا اخوانکم بخصلتین». علىالظاهر منظور از «اخوان» مطلق معاشرین نیست؛ یعنى آن کسانى که میخواهید به عنوان برادران خود و افرادى که با آنها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که به این عنوان میخواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه کنید: «فإن کانتا فیهم»؛ اگر این دو صفت در آنها بود، چه بهتر؛ «و إلّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب»؛ «عَزَبَ» یعنى فاصله گرفتن، از آنها رو پوشاندن ]مثل] «لایعزب عنه مثقال ذرّة» (۲) که در قرآن کریم هست. دورى کنید از آنها. از آنها رو بپوشانید و دورى کنید.
صفت اول: اهل نماز در وقت فضیلت باشد
این دو صفت چیست؟ «محافظة على الصّلوات فى مواقیتها»؛ یکى این [که محافظ نماز باشند]. در مواقیت، لابد مراد مواقیت فضیلت است؛ و الّا مطلق مواقیت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، خب اگر کسى این کار را نکند، فاسق است. میخواهند بفرمایند که اهل نماز در وقت خود باشد، یعنى وقت فضیلت.
مرحوم آقاى بهجت (رضوان اللَّه علیه) -[که] مکرر این را از ایشان ما شنیدیم، هم خودمان شنیدیم، هم بالواسطه دیگران هم نقل کردند- میگفتند استادشان -علىالظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً- به ایشان گفتند که اگر کسى نماز اول وقت را مراقبت بکند، من ضامنم براى نجات او، یا براى مثلاً رسیدن او به درجات بالا؛ یک همچین تعبیرى. بنده یک وقت از ایشان پرسیدم که لابد نماز خوب دیگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابىِ با توجه، در اول وقت. اگر این را کسى مراعات بکند، این خودش یک عاملى است که انسان را عروج میدهد و به مراتب بالاى توحیدى میرساند. یکى این.
صفت دوم: نیکى به برادرانش؛ هم در عسر، هم در یسر
«و البرّ فى الاخوان فى العسر و الیسر». صفت دوم هم یک صفت اجتماعى است. اوّلى صفت فردى بود، بینه و بین اللَّه بود؛ این دومى بینه و بین النّاس است. کسى باشد که صفتش این باشد، که به برادرانش نیکى میکند؛ هم در عسر، هم در یسر.
حالا این عسر و یسر، چه عسر و یسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختى هم باشد، بالاخره کمک میکند؛ حالا تنگدستى دارد، مالى ندارد که کمک بکند، اما میتواند تسلا بدهد، با زبان کمک کند، با آبرو کمک کند؛ هم ممکن است مراد عسر و یسر خود این کمککننده باشد، هم عسر و یسر آن کمک شونده باشد؛ چون بعضىها هستند، حاضرند به انسان کمک کنند، وقتى که حال انسان خوب است؛ وقتى اقبال به سمت کسى هست، حاضرند به او کمک کنند؛ محبت میکنند، کمک میکنند؛ به مجرد اینکه اقبال از او رو برگرداند، اینها هم رو برمیگردانند. بله، وقتى که اقبال از او ادبار کرد، اینها هم ادبار میکنند. نه، اینجور نباشد؛ در همه حالاتِ برادرش به او کمک کند و نیکى کند.
رحیمی | 0:26 - سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391
نماز جماعت= صف فرشتگان در آسمان
جبران خطاها
گفته شد : آري اي رسول خدا
فرمود: خوب و کامل وضو گرفتن با وجود سختي زياد به مسجد رفتن ، انتظار نماز تا نماز بعدي ، هر يک از شما از خانه اش با وضو خارج شود و همراه مسلمانان نماز را به جماعت بخواند سپس منتظر نماز بعدي بنشيند فرشتگان مي گويند : خدايا او را ببخش و او را رحمت فرما!
پس هنگامي که براي نماز بپا خاستيد صف ها را مرتب کنيد فاصله ها را پر کنيد و چون امام تکبيره الاحرام گفت شما هم بگوييد و هنگامي که به رکوع رفت شما هم به رکوع برويد و چون گفت : سمع الله لمن حمده ( خداوند مي شوند حمد کسي که او را مي ستايد ) شما بگوييد الهم ربنا لک الحمد (خدايا اي پروردگار ما ، حمد و ستايش مخصوص توست)
همانا بهترين صفها، صف جلو است و بدترين آنها عقب تر است (زيرا دير مي آيند و ثواب کمتري مي برند ) (2)
اتاقهاي بهشت
علي (ع) عرض کرد : اي رسول خدا چه کسي از امت شما طاقت آن را دارند؟
فرمود : اي علي آيا مي داني خوش گفتاري چيست؟ کسي که تسبيحات اربعه را صبح و شب ده بار بگويد و به خانواده اش نفقه وخرجي بدهد و نماز در شب به اين است که نمازهاي مغرب وعشا و صبح را به جماعت بخواند آنگاه مانند اين است که تمام شب را احيا کرده است و سلام اين است که بر هيچ کسي از مسلمانان در سلام کردن بخل نورزد و به همه سلام کند (3)
آتش زدن خانه کساني که به نماز جماعت نمي آيند.
امام صادق عليه السلام فرمود : هر کس نمازهاي پنجگانه را به جماعت خواند اميد خير به او هست گواهي دادنش جايز است .
و فرمود : آگاه باشيد هر کس به منظور نماز جماعت به سوي مسجد برود در هر قدم 70 هزار حسنه دارد و همين مقدار درجه او زياد مي شود و اگر بر اين کار بميرد خداوند 70 هزار فرشته در قبر به ديدار او مي فرستد و مونس تنهايي او مي شود و براي او تا روز قيامت استغفار مي طلبند .
و فرمود : رسول خدا(ص) بر همسايگان مسجد ، حضور در مسجد را شرط نمود و فرمود کساني که در نماز جماعت حاضر نمي شوند از اين کار دست بردارند و گرنه دستور مي دهم موذن اذان بگويد و به مردي از اهل بيتم که علي است فرمان مي دهم خانه هاي آنان را آتش بزند براي اين کار به نماز جماعت نمي آيند .(4)
سخت ترين نمازها
محبوب ترين گام ها
امام سجاد (ع) فرمود : هيچ گامي نزد خداوند محبوب تر از اين دو گام نيست . يکي گامي که با آن مومن يک صف در راه خدا تشکيل بدهد ( صف جماعت و جهاد و...)
و گام ديگر قدم برداشتن به سوي صله رحمي که قطع شده بود .(6)
جوانمردي و انصاف
هنگام حضور در وطن جوانمردي و انصاف عبارت است از قرائت قرآن و همنشيني با دانشمندان و يادگيري احکام و مواظبت بر نماز جماعت (7)
کفاره گناهان
درجه
رسول خدا (ص) فرمود: نماز جماعت 25 درجه از نماز فرادا برتر است .
امام صادق (ع) فرمود : نماز جماعت بر فرادا 24 درجه بالاتر است(در روايت اخير منظور درجات بهشت است .) (9)
نماز مهمترين کار
نماز جماعت نشان شايستگي
جماعت و اجتماع در نماز براي شناخت کسي است که نماز مي خواند از آن کس که نماز (به جماعت) نمي خواند و شناختن کسي به بر اوقات نماز مواظبت نمي کند از کسي که نماز را ضايع مي گرداند و اگر نماز جماعت نبود کسي نمي توانست به شايستگي کسي گواهي بدهد . زيرا کسي که نماز به جماعت نخواند نمازي براي او نيست مگر اين که به دليلي به جماعت نرود .(11)
ترک نماز جماعت
علت نماز جماعت
اجر نماز جماعت
نماز جماعت امان خداوند
رشته ايمان
همسايه مسجد
جزاي تارکين نماز جماعت
باز زريق گويد شنيدم امام صادق (ع) مي فرمايد : نماز مرد (انسان) در منزلش معادل 24 نماز است در حالي که نماز جماعت در مسجد 48 برابر بيشتر است . يک رکعت نماز در مسجد الحرام مساوي هزار رکعت نماز در ساير مساجد است. نماز در مسجد فرادا 24 نماز محسوب مي شود در حالي که نماز فرادا در منزل بي فايده است (به نسبت نماز در مسجد) و به سوي خدا بالا نمي رود . کسي که از مسجد رويگردان باشد ودر خانه نماز جماعت بخواند نمازي براي او و مامومين او نيست مگر اين که علتي مانع نرفتن به مسجد باشد .
و باز زريق گويد از امام جعفر صادق (ع) شنيدم که مي فرمايد : به اميرمومنان علي (ع) خبر رسيد که گروهي به مسجد نمي آيند او خطبه خواند و فرمود : گروهي با ما در مسجد حضور نمي يابند پس با ما نخورند و نياشامند و ازدواج ننمايند و مالي از ما نگيرند مگر اين که در نماز جماعت شرکت کنند و نزديک است که دستور دهم خانه هايشان را بر سرشان آتش بزنند مگر اين که دست بردارند .
و فرمود (با تارکين نماز جماعت) مسلمانان نخورند و نياشامند و ازدواج نکنند تا موقعي که به جماعت مسلمان حضور يابند .
رحیمی | 0:25 - دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391
« انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر»
رحیمی | 19:44 - یکشنبه بیستم فروردین 1391
آثار و برکات نماز جماعت بر پرتو قرآن و احاديث (قسمت اول )

چيکيده
در اسلام «قرآن» و «پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله » و «نماز» هر سه «ذکر» ناميده شده است و نماز رهنمودي بر وصول و حرکت به سوي کمال و رشد و عروج است .
نماز در راس عبادات و ستون دين و وسيله عروج و تقرب مومن و کليد بهشت و چراغ قبر و بازدارنده از فحشا و منکر است .
اگر چه نماز براي سهولت به صورت فرادا جايز شمرده شده است ولي اصل بر جماعت آن است و گر چه همه ي زمين سجده گاه و پاک قرار داده شده است اما فضيلت نماز جماعت و در مسجد آنچنان عظيم شمرده شده است که اعجاب برانگيز است و قطعاً خير کثير در آن نهفته است .
نکته تاريخي جالب توجه در اين است که آن هنگام که پيامبر اکرم (ص) و اميرمومنان علي (ع) و حضرت خديجه (س) تنها مسلمان روي زمين بودند نماز را به جماعت مي خواندند عفيف کندي مي گويد :
من تاجر بودم سالي به مکه آمدم امر بس شگفتي را مشاهده نمودم، ديدم همه ي مردم به بتهاي چوبي وفلزي و سنگي در کعبه متوجه هستند در اين ميان فقط سه نفر به سوي شام (مسجد الاقصي) عبادت مي کنند عباس بن عبدالمطلب نزد من بود از او پرسيدم اينها چه کساني هستند و چه مي کنند؟ گفت : آن مرد که جلو ايستاده برادر زاده ام «محمد» است و پسري که سمت راست او ايستاده برادر زاده ديگرم «علي» است و زني که با آنها نماز مي گذارد «خديجه» همسر «محمد» است و زير آسمان خدا جز اين سه نفر کسي بر اين آيين نيست (ابن اثير اسد الغابه ج 3 ص 414 ، مصر ، بي تا)
نماز جماعت به عنوان مظهر تشکل و نظم در اسلام مي باشد ، در مسجد يا هرکجا حتي در ميدان کارزار و همه ، غني و فقير، توانگر و ناتوان ، پير و برنا، مرد و زن ، همه در کنار هم به جماعت ايستاده اند و امام در جلو و در پايين ترين سطح قرار دارد. و حتي در جاهايي مانند دشت شيب دار اگر امام بيش از چهار انگشت بسته بالاتر از مامومين قرار گيرد نماز اشکال دارد (به نقش عملي آن در جامعه توجه شود) و همه هماهنگ و تا قبل از اين که امام کاري را انجام دهد ديگران نبايد پيشروي کنند و حتي اگر درجايي سهواً کاري را انجام داند بايد برگردند و با امام هماهنگ شوند و اگر عقب افتادند خود را برسانند .
آياتي از قرآن کريم و روايات فراواني درباره آثار و برکات نماز جماعت وجود دارد که در اين مقاله به آن پرداخته شده است .
مقدمه
همانا خداوند از مومنان دفاع مي کند ... کساني که چون در زمين به آنها قدرت داديم نماز را بر پا نمودند .
«نماز» کلمه اي پهلوي به معني پرسش ، بندگي ، طاعت ، نياز و سجود است .
در زبان عرب «صلاة» اسم در محل مصدر است که در دو باب (فعل يفعل) و (فعل يفعل) در ثلاثي مجرد به کار رفته است و در باب هاي افعال (اصلاء) تفعيل (تصليه) افتعال (اصطلاء) و تفعل (تصلي) به کار رفته است و معاني آن عبارت است از :
1. توجه و انعطاف ، علامه طباطبايي در تفسير الميزان ذيل آيه 43 سوره احزاب اين معني را جامع ترين معنا مي داند .
2. دعا
3. تعظيم و تبريک
4. تقدس و تحميد و تسبيح
5. صلاء و نار و آتش ، حرارت و گرما، برافروختن آتش ، بريان وبرشته نمودن ، گرم و سرخ و داغ کردن سوزاندان داخل آتش نمودن و چشيدن آتش .
6. استغفار و طلب آمرزش
صلاه از جانب خدا رحمت و برکت از جانب ملائک استغفار و تسبيح و از سوي مردم، دعا و تضرع است .
وقتي در نماز تکبيره الاحرام گفته مي شود انسان رابه اين انديشه وا مي دارد که همه ي آفرينش با تمام شکوه و عظمتش در مقابل خالق هستي بخش کرنش مي کند و خداوند بزرگتر از آن است که در وصف آيد يعني همان مبداء و بي نهايت عظمتي که انسان با بر پا داشتن نماز با او هماهنگ مي شود و کلمه اي که مي تواند بيانگر اين شکوه باشد همان «الله اکبر» است لذا نماز گزار سير تکاملي و ملکوتي خود را مي يابد و با خود مي گويد اگر همه ي مشکلات و يا شياطين جن و انس بر من بشورند من با عصاي اعجاز آميز نماز خود را با عظمت و قدرت بي حد الهي پيوند مي زنم و از او که مافوق قدرتهاست مدد مي جويم و با ردائي پاک و قلبي مملو از عشق به خالق ، اهريمنان دروني وبيروني را کنار مي زنم و در درياي الوهيت ذات اقدس الهي پيوند مي زنم .
راغب اصفهاني در مفردات طي روايتي مي نويسد : « المصلين کثير و المقيمين لها قليل » نماز خوان ها بسيارند ولي برپا دارندگان آن اندکند . در قرآن کريم واژه صلاه و مشتقات آن 129 بار به کار رفته است و مومنان را اقامه کنندگان نماز مي شمارند و درباره افراد سست ايمان مي فرمايد : « فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون » (ماعون 5) بدون شک يکي از راه هاي اقامه و برپا داشتن نماز ، جماعت برگزار نمودن اين فريضه الهي است .
اساساً در بسياري از اديان عبادت به صورت دسته جمعي برگزار مي شود و در اسلام نيز بايد تا حد امکان ، نماز به جماعت برگزار گردد. در اين نوشتار به بررسي آثار و برکات نماز جماعت در پرتو قرآن و احاديث پرداخته مي شود و به اميد آن که با عمل به اين سنت الهي ، از نمازگزاران حقيقي محسوب گرديم .
ان شاء الله .
الف) قرآن
نماز به جماعت ودر مسجد
نماز را بر پا داريد و زکات را بپردازيد و همراه رکوع کنندگان رکوع کنيد .
«واقيموا وجوهکم عند کل مسجد» (اعراف 29)
درهر مسجدي روي خود را به سوي خدا کنيد .
در دو آيه فوق لزوم پاي بندي به حضور در مسجد و برگزاري نماز جماعت تصريح شده است و در احاديث متعدد که متذکر آن خواهيم شد تقيد به نماز جماعت مورد سفارش موکد است .
دستور به نماز جماعت حتي براي زنان
اي مريم براي پروردگار اطاعت کن و سجده به جاي آور و با رکوع کنندگان رکوع کن!
طبق آنچه در روايات صحيح ذيل اين آيه آمده است نور مقدس پنج تن آل عبا يعني پيامبر عظيم الشأن(ص) و اميرمؤمنان(ع) و فاطمه زهرا(س) و امام حسن و امام حسين(ع) را به مريم(ع) نشان دادند و از وي خواسته شد که به داخل قدس برود و با آنان نماز بگذارد و از و چنين کرد . بسياري از علما و فقهاي شيعه با توجه به اين آيه فتوا بر استجاب جماعت حتي براي زنان داده اند زيرا بسياري از کارهاي دشوار را اسلام از دوش زنان برداشته است مانند جهاد، ولي در خصوص نماز جماعت با رعايت شرايط ، حضور استحباب دارد .
ب) احاديث
ثواب حضور در مسجد وجماعت
هر کس به سوي مسجدي از مساجد خداوند گام بردارد به هر قدمي که بر مي دارد تا به مسجد برود و به منزل باز گردد ده حسنه دارد و ده گناه از او محو مي گردد و به هرقدم درجه مقام او بالا مي رود و هر کس که بر جماعت مداومت نمايد از پل صراط مانند برق مي گذرد و در گروه سابقون (اولين کساني که به پيامبر (ص) گرويدند) خواهد بود و وصورتش نوراني تر از ماه شب چهارده شود و هر شب و روزي که بر نماز جماعت مداومت کند اجر شهيد دارد و کسي که پيوسته در صف اول بنشيند ( وزودتر به جماعت حاضر شود) به اندازه موذن ثواب مي برد و خداوند عزيز و بلند مرتبه، در بهشت مانند موذن به وي اجر مي دهد (1)
اولين نماز جماعت
اولين نماز جماعتي که برگزار شد اين بود که رسول خدا (ص) نماز مي خواند و اميرمومنان علي بن ابي طالب عليه السلام در کنار او اقتدا نموده بود ، ابوطالب در حالي که جعفر همراه او بود از آنجا مي گذشت سپس به جعفر گفت : اي پسرم در سمت ديگر پسر عمويت رسول خدا نماز بگذار و اقتدا کن چون رسول خدا احساس کرد مامومين دو نفر شدند کمي جلو رفت (اين خبر دلالت بر اين دارد که اگر ماموم بيش از يک نفر شد مستحب است امام جلوتر بايستد - مجلسي ره) ابوطالب با شادماني از آنها جدا شد و اين اولين نماز جماعتي بود که در آن روز برگزار شد .(2)
نماز جماعت برآورنده حاجت
فضيلت نماز جماعت
پشت سر گناهکار نماز مگذار و فقط به اهل ولايت اقتدا کن (4)
رهايي از آتش نفاق
و هرکس 40 روز در نماز جماعت شرکت نمود و از ابتداي تکبيرة الاحرام آن را درک کرد از دو چيز نجات مي يابد : نجات از آتش جهنم و نجات از نفاق و دورويي .(5)
نماز کامل
و فرمود نماز به جماعت سنت است اگر چه بر نوک نيزه باشد (کنايه از اين که هر چند در سخت ترين شرايط باشد)
و فرمود: اگر درباره کسي که در نماز جماعت شرکت نمي کند پرسش شد بگو : او را نمي شناسم (علامه مجلسي ذيل اين روايت به نقل از امام صادق (ع) مي نويسد : چنين کسي به عدالت شناخته نمي شود و غيبتش جايز مي گردد و از وي بايد کناره گرفت) (6)
نمازجماعت با امام دانشمند
ثواب جماعت هر يک از نمازهاي يوميه
رحیمی | 0:22 - سه شنبه پانزدهم فروردین 1391
نماز جماعت و اهميت، آثار، امام جماعت
آئين اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنايتبهبركات آثار وحدت و تجمع و يكپارچگى،در بسيارى از برنامههايشبر اين بعد،تكيه و تاكيد كرده است.
برگزارى نمازهاى روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهى،يكى از اين برنامههاست.
در اينجا به اهميت«نماز جماعت»و آثار گوناگون آن اشارهمىكنيم:
اهميت نماز جماعت
غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداشهاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مىشود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعتمسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.
در حديث،تحقير نماز جماعت،به منزله تحقير خداوند بشمار آمدهاست:«من حقره فانما يحقر الله» (2) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بيمه مىكند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثوابو حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همين كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارجمىشود،يا در مسجد،در انتظار نماز جماعتبه سر مىبرد پاداش كسىرا دارد كه در اين مدت،به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بيشتر باشد،پاداش آن بيشتراست.اين كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله» (6) حديث جالبى در بيان فضيلت نماز جماعت است كه قسمتى از آندر رسالههاى عمليه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حديث چنين است:
اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده مىشود.
اگر اقتدا كنندگان و امام جماعتبه 10 نفر رسيدند،پاداش72800 نماز دارد.
ولى،همين كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمىداند. (7) در حديث ديگر است:هر كه نماز جماعت را دوستبدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مىدارند. (8) در زمان پيامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مىشدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مىپرداخت و مىفرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چيز سنگينتر است. (9) قرآن نيز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بيانكرده است. (10 چرا كه سحر خيزى و حضور در جماعت مسلمين،آن هم ازراههاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ايمان و عشق نمازگزاراست.
حضور در نماز جماعت،خاص يك منطقه نيست.انسان در هر جا كه باشد،خوب استبه فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشويقديگران باشد.
رسول خدا(ص)در باره اهميت جماعت،فرمود:
«صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعينسنة.قيل:يا رسول الله!صلاة يوم؟فقال(ص):صلاةواحدة» (11) يك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانهاست.پرسيدند:آيا يك روز نماز؟فرمود:بلكه يك نماز.
و مىفرمود:صفهاى نماز جماعت،همانند صفهاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (12) اولين نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركتحضرت على(ع)و جعفر طيار(برادر حضرت على(ع))بود.همين كهابوطالب،فرزندش على(ع)را ديد كه به پيامبر اقتدا كرده،به فرزندديگرش جعفر گفت:تو نيز به پيامبر اكرم اقتدا كن و اين جماعت دو سهنفرى،پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختندعوت و تبليغ مىداد. (13)
آثار نماز جماعت
بر پايى فريضههاى دينى به صورت دسته جمعتى،غير از پاداشهاى فراوانى كه ياد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نيز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخى اشاره مىشود:
1- آثار معنوى
بزرگترين اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداشهاى الهى است كه گفته شد.روايت است كه شبى،على عليه السلام تا سحر به عبادتمشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحتكرد.
رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح نديد،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زندهدارى على(ع)و عذر او از نيامدن بهمسجد سخن گفت.پيامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت، بيش از پاداش عبادت تمامشب است. (14) رسول خدا(ص)فرموده است:
لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى ليلتىحتى اصبح (15) اگر نماز صبح را به جماعتبخوانم،در نظرم محبوبتر ازعبادت و شب زندهدارى تا صبح است.
بخاطر همين فضيلت و پاداشهاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربيشتر شود،اگر تمام آسمانها كاغذ،و درياها مركب و درختها قلم شودو فرشتگان بنويسند،پاداش يك ركعت آنرا نمىتوانند بنويسند. (16) . و نماز جماعتبا تاخير،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (17)
2- آثار اجتماعى
نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزديكى دلها و تقويت كنندهروح اخوت است.
نوعى حضور و غياب بى تشريفات،و بهترين راه شناسائى افراداست.
نماز جماعت،بهترين،بيشترين،پاكترين و كم خرجتريناجتماعات دنياست و نوعى ديد و بازديد مجانى و آگاهى از مشكلات ونيازهاى يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعى بين آحاد مسلمين است.
3- آثار سياسى
نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجامصفوف است.
تفرقهها را مىزدايد،بيم در دل دشمنان مىافكند،منافقان را مايوسمىسازد،خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت،نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام»و«امت»
است.
4- آثار اخلاقى،تربيتى
در نماز جماعت،افراد در يك صف قرار مىگيرند و امتيازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...كنار مىرود و صفا و صميميت ونوعدوستى در دلها زنده مىشود و مؤمنان،با ديدار يكديگر در صفعبادت،احساس دلگرمى و قدرت و اميد مىكنند.
نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صفبندى و وقتشناسىاست.
روحيه فردگرايى و انزوا و گوشهگيرى را از بين مىبرد و نوعى مبارزهبا غرور و خودخواهى را در بر دارد.
نماز جماعت،«وحدت»در گفتار،جهت،هدف و امام را مىآموزدو از آنجا كه بايد پرهيزكارترين و لايقترين اشخاص،به امامت نمازبايستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.
نماز جماعت،كينهها و كدورتها و سوء ظنها را از ميان مىبرد وسطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مىدهد.
به خاطر اينهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصيه شدهاست.حتى نابينايى وقتى از حضور پيامبر،اجازه خواست كه به مسجدنيايد،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ريسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعتبرساند. (18) و نيز، نابينايانى كه اجازه ترك شركتدر نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (19) از طرف ديگر،برخورد شديد نسبتبه كسانى كه به نماز جماعتاهميت نمىدهند،نشان ديگرى بر اهميت و سازندگى آن است.
در حديث است كه به چنان كسان،همسر ندهيد (20) و معرف آناننشويد. (21)
امام جماعت
در نماز جماعت،آنكه جلو مىايستد و مردم به او اقتدا مىكنند،«امام»نام دارد.بعضى نيز به او«پيشوا»مىگويند.در نظام اجتماعىسياسى اسلام،آنكه پيشوايى جمعى را به عهده دارد،بايد از يك سرىفضيلتها و برترىها برخوردار باشد،تا فضايل او،الهامبخش ديگران نيزباشد.در نماز جماعت نيز،پيشنماز،بايد در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از ديگران باشد.
در حديث مىخوانيم:«فقدموا افضلكم» (22) و«فقدموا خياركم»، (23) يعنى با فضيلتترين و بهترين خودتان را جلو بيندازيد و به او اقتدا كنيد.
احاديث،در اين باره،بسيار است.به چند نمونه اشاره مىكنيم:
امام جماعت،بايد كسى باشد كه مردم به ايمان و تعهد او اطمينانداشته باشند. (24) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت، رهبرى است كه شما را به سوىخدا مىبرد،پس بنگريد كه به چه كس اقتدا مىكنيد. (25) ابوذر فرمود:امام شما،در قيامت، شفيع شماست.پس شفيع خودتانرا از افراد سفيه و فاسق قرار ندهيد. (26) اقتدا كردن به افراد ناشناخته و آنان كه در دين يا امامت،غلومىكنند،نهى شده است. (27) افرادى كه در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق خوردهاند،يا از طريق نامشروع،بدنيا آمدهاند،حق امام جماعتشدن ندارند. (28) امام جماعت،بايد مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبولدرگاه خداوند نيست. (29) امام صادق(ع)در تفسير اين آيه شريفه (خذوا زينتكم عند كلمسجد) (30) هنگام رفتن به مسجد، ينتخود را همراه داشته باشيد)
فرمود:زينت مسجد،پيشواى شايسته و امام جماعت مسجد است. (31) البته پوشيدن لباس پاك و داشتن وقار و عطر زدن و. ..نيز دررواياتى به عنوان«زينت مسجد»آمده است.
امام باقر(ع)فرمود:امام جماعتبايد از افراد انديشمند و صاحبفكر باشد. (32) رسول خدا(ص)فرمود:كسى كه پشتسر امام عالم نماز بخواند،گويا پشتسر من و حضرت ابراهيم،نماز خوانده است. (33) امام جماعت،بايد مراعات ضعيفترين افراد را بكند و نماز را طولندهد. (34) از مجموع اين احاديث،موقعيتحساس امامت جماعتشناختهمىشود.
انتخاب امام جماعت
از آنجا كه در امام جماعت،برترى و فضيلتبر ديگران شرط است،اگر در موقعيتى،چند نفر شايستگى آنرا داشتند كه به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرايطى به عنوان اولويت در روايات مطرح است كهآموزنده است و گرايش به ارزشها و انتخاب بهتر را مىآموزد.از جمله:
1- كسى كه قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم)
2- كسى كه در هجرت،پيشقدم باشد(اقدمهم هجرة)
3- كسى كه دينشناستر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهمبالسنة و افقههم فى الدين)
4- كسى كه سن بيشترى داشته باشد(فاكبرهم سنا)
5- كسى كه انس او با قرآن بيشتر باشد.
6- كسى كه زيباتر و خوشروتر باشد. (35)
7- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعتشدن مقدم است.
8- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است.
در ميان امتيازات،به مسئله«عالم بودن»بيش از هر چيزى تكيه شدهاست.اين دانايى و اعلميت،در همه مواردى كه نوعى رهبرى و پيشوايىدر كار است،شرط و امتياز است.
در حديث است:
«من صلى بقوم و فيهم من هو اعلم منه لم يزل امرهم الى السفال الىيوم القيامة» (36) كسى كه امامت نماز و پيشوايى گروهى را به عهده بگيرد،در حاليكه ميان آنان،داناتر از او هم باشد،وضع آن جامعه تا قيامت،همواره رو بهسقوط و پستى است.
البته همچنانكه در حديثى گذشت،امام جماعتبايد مورد پذيرش وقبول مردم باشد.اين مقبوليت،از راه علم و پاكى و عدالت و تواضع واخلاق نيكو بدست مىآيد.
نبايد غفلت داشت كه گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدنبه اسلام و روحانيت،امام جماعتى را با شايعه و تهمت و دروغ،بدناممىكنند تا او را به انزوا بكشند.هشيارى مردم،خنثى كننده اين نقشهشيطانى است.پشتسر كسى نبايد به جماعت ايستاد كه با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبوليتخود را از دست داده است،نه آنكه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!...
عدالت در امام جماعت
از شرايط امام جماعت،عادل بودن است.
عدالت را در كتب فقهى تعريف كردهاند.فقهاى گرانقدر،از جملهحضرت امام خمينى(قدس سره)مىفرمايند:
عدالت،يك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهانكبيره،و تكرار و اصرار نسبتبه گناهان صغيره باز دارد. (37) پاكى،تقوا،دورى از گناه،از نشانههاى عدالت است.بنا بهاهميت اين صفت،در نظام اسلامى يكى از امتيازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى،داشتن آن براى مسئولان بلند پايه ومشاغل حساس،شرط است و كارهاى مهم كشور و امور مردم،بايد بدست افراد عادل انجام گيرد.
به برخى از اين موارد كه عدالتشرط است،توجه كنيد:
در مسائل عبادى،امام جماعتبايد عادل باشد.
در مسائل سياسى عبادى،مثل نماز جمعه،خطيب و امام جمعه بايدعادل باشد.
در مسائل سياسى و حقوقى،(همچون نمايندگى مجلس و تصويبقوانين)نظر فقهاى عادلى بنام«شوراى نگهبان»معتبر است.
در مسائل حقوقى،گرفتن و دادن هر حق به صاحبش،بايد با گواهىافراد عادل باشد.
در مسائل تربيتى،اجراى حدود اسلامى و تاديب ظالم و خلافكار،وقتى است كه افراد عادل،به خلاف و گناه او شهادت دهند.
در مسائل اقتصادى،بيت المال بايد دست افراد عادل باشد.
در مسائل اجتماعى و فرهنگى،پخش و نشر خبرها،بايد دست افرادعادل باشد و به خبر افراد فاسق،اعتماد نمىتوان كرد، مگر پس ازتحقيق و تفحص.
در مسائل نظامى،فرمانده كل قوا،با رهبرى است،كه عدالتشرطآنست.
پس عدالت،از اركان مهم در نظام حكومتى اسلام و واگذارىمسئوليتهاى اجتماعى و تنظيم امور زندگى است.
راه شناخت عدالت
گرچه برخوردارى از عدالت،و داشتن ملكه ترك گناه،از اموردرونى افراد است،ولى با علائم و نشانههايى كه در زندگى و عمل افرادبروز مىكند،مىتوان به بود و نبود آن در افراد،پى برد.در روايات، برخى از اين علائم به چشم مىخورد و بعضى ملاكها بيان شده كه باوجود آنها،مىتوان كسى را عادل شمرد.
از امام صادق(ع)پرسيدند:عادل كيست؟
فرمود:
«اذا غض طرفه من المحارم و لسانه عن الماثم و كفه عنالمظالم» (38) كسى كه چشمش را از نامحرم،زبانش را از گناه، ودستش را از ظلم حفظ كند:
پيامبر خدا(ص)نيز در حديثى انسان جوانمرد و عادل را چنين معرفىمىكند:
«من عامل الناس فلم يظلمهم و حدثهم فلم يكذبهم و وعدهمفلم يخلفهم فهو ممن كملت مروته و ظهرت عدالته...» (39) كسى كه با مردم،در معاملات،ستم نكند و در سخن،دروغ نگويد و در وعدههايش تخلف نكند،او از كسانىاست كه مروتش كامل و عدالتش آشكار است.
از امام صادق(ع)سؤال شد:عدالت انسان را از كجا بشناسيم؟
فرمود:همين كه كسى اهل حيا و عفتباشد و در خوراك و گفتار وشهوت،خود را به گناه نيالايد،و از گناهان بزرگى مثل زنا،ربا،شراب،فرار از جنگ،...(كه مورد تهديد قرآن است)بپرهيزد،و جز در مواردىكه عذر دارد،از شركت در جماعت مسلمين دورى نكند،چنين انسانىعادل است و تفتيش از عيوب او و غيبت او بر مردم حرام است... (40) در روايات ديگرى مىخوانيم:
به آنكس كه نمازهاى پنجگانه را به جماعتبخواند،خوشبين باشيدو گواهى او را بپذيريد. (41) شايد آنچه را كه فقهاء،به عنوان«حسن ظاهرى»در عدالتبيانمىكنند،همين باشد كه با حضورش در مراسم و جماعت مسلمين ونبودنش در مراكز فساد و گناه،مايه اعتماد مردم شود و او را از اينطريق،انسان عادل و درست كارى بشناسند.
امام باقر(ع)در مورد عدالت زنان مىفرمايد:
همين كه اهل حجاب و از خانوادههاى محترم بود و از شوهر خويشاطاعت مىكرد و از كارهاى ناپسند و جلوهگرىهاى ناروا پرهيز داشت،عادل است. (42) در بعضى روايات،«فاسق»را كسانى مىداند كه به خاطر گناهانزشت علنى،در جامعه شلاق خورده،يا ميان مردم مشهور به خلاف وبدكارى يا مورد سوءظن باشند. (43) البته معناى عدالت در يكنفر،آن نيست كه در طول عمر،مرتكبگناهى نشده باشد،چرا كه اين ويژگى،تنها در انبياء و اولياء معصوماست،ولى همين كه ما،در ظاهر،از او گناه بزرگى نديده باشيم،كافىاست.
اين نيز ناگفته نماند كه:اگر كسى خود را عادل نمىداند،و حتى به مردم بگويد كه من عادل نيستم،اما مردم او را عادل و با تقوا بشناسند،مىتواند امام جماعتشود و مردم نيز مىتوانند به او اقتدا كنند و اگرمردم،مايل به اقتدا باشند،نبايد سرپيچى كند. (44) و حتى اگر پس ازنماز جماعت،معلوم شود كه امام جماعت،عادل نبوده،نمازهايى را كهپشتسر او خواندهاند صحيح است و اعاده لازم نيست. (45)
چرا بعضى به جماعت نمىروند؟
با همه پاداشها و آثارى كه براى نماز جماعت وجود دارد،برخى ازاين فيض بزرگ محرومند و با تاسف،شاهديم كه بسيارى، به آنبى اعتنا و كم رغبتاند و حتى در همسايگى مسجد به سر مىبرند،ولىدر جماعت مسلمين حاضر نمىشوند و مسجدها،گاهى به صورتناراحت كننده و دردآورى خلوت است.
علتشركت نكردن افراد در نمازهاى جماعت،گوناگون است.
بعضى واقعا عذر دارند و دليلشان پذيرفتنى است،ولى در بسيارى موارد،بهانههايى پوچ،بيشتر نيست.مرورى به اينگونه دلايل و بهانههامىكنيم:
بعضى،از پاداشهاى نماز جماعت،غافلند.
برخى،از بدرفتارى برخى نمازگزاران در مسجد،به نماز جماعتبى رغبت مىشوند.
بعضى،تنها بد اخلاقى امام جماعت را،بهانه عدم شركتخود قرارمىدهند و آنرا منافى با عدالت او به حساب مىآورند.
بعضى،بخاطر همفكر نبودن امام جماعت،با ديدگاههاى سياسى آناننسبتبه موضوعات و اشخاص و...از شركت در جماعت،دورىمىكنند.
بعضى،بخاطر مشغوليتهاى اقتصادى و اجتماعى و گرفتارىهاىروزمره،از پاداشهاى عظيم نماز جماعت محروم مىشوند.
بعضى،از برخورد سرد افراد مسجد،دلسرد مىشوند و ديگرنمىروند.
بعضى،عيبهاى بستگان و نزديكان امام جماعت را به حساب اومىگذارند و او را قبول ندارند.
بعضى،شركتخود را در نماز جماعتى را،مايه تقويت و بزرگ شدنپيشنماز در جامعه مىدانند و از آن پرهيز دارند،بى آنكه دليلى روشن بربيعدالتى امام جماعت داشته باشند.
بعضى،از روى غرور،حاضر نيستند در نماز جماعتيك امام جوانيا فقيرزاده،اما پاك و متعهد و لايق،شركت كنند.
برخى هم،تنپرور و تنبلاند و در عبادات،بى حوصله و كسلاند ونماز جماعت را،بجاى آنكه كار بدانند،بار مىدانند و به سختىحاضرند دست از كارهاى ديگر بكشند و به جمع مسلمانان در نمازبپوشندند.
بعضى نيز،از طول كشيدن نماز جماعت،از مسجد مىگريزند.
بعضى نيز،از متولى يا دستاندركاران مسجد،خوششان نمىآيد،ازاين رو به نماز جماعت نمىآيند.
اينها گوشهاى از علل سردى برخى نسبتبه حضور در نماز جماعتبود.
همانطور كه ديديد،بيشتر اينها،بهانههايى غير قابل اعتناست. اگر آگاهى و رشد دينى مردم به حدى برسد كه عوامل ياد شده راكنار بگذارند،و با خلوص و همدلى،در صفوفى منظم كنار هم بنشينند،به پاداشهاى عظيم جماعت،توجه داشته باشند،بدخلقى پيشنماز را،مغاير با عدالت او ندانند،گناه بستگان او را به حساب او نگذارند،و...به بركات و آثار مثبت فراوان اين«گردهمايى دينى»
بينديشند،خواهيم ديد كه مساجد،رونق بيشترى خواهد يافت و خلوتىنمازهاى جماعت،از ميان خواهد رفت.
البته،صلاحيتهاى علمى و اخلاقى پيشنماز،و محيط گرم وآموزنده بودن مساجد،و برخورد شايسته و احترامآميز با شركت كنندگان درنماز،به خصوص با جوانان و نوجوانان،مىتواند سهم عمدهاى در جذبآنان به مسجد،اين كانون وحدت و معنويت داشته باشد.
سهم مسئولان فرهنگى،تبليغى و تربيتى كشور نيز در اين زمينه،مهماست.
اگر مربيان محترم و معلمان و پدران و مادران،خود در جماعتهاشركت كنند و در برابر شاگردان و فرزندان به نماز بايستند،يا به مساجدبروند،الهام بخش ديگران نيز خواهد بود.
اگر مدارس،در كنار مساجد ساخته شود،براى حضور دانشآموزاندر نمازهاى جماعت،تسهيلى به حساب مىآيد
رحیمی | 0:29 - پنجشنبه دهم فروردین 1391


